نتایح جستجو

  1. apadana13

    فراق یار

    حالا آمدی؟ حالا یادت آمد که هستم؟ که تنهایم؟ پس کجا بودی شبی که صدای شکسته شدن قلبم گوشهایم را کر کرده بود؟ همان شبی که رفتی و دل و جانت را سپردی به دیگری... شبی که هق هق گریه هایم بهانه ای شده بود تا تک تک عکس هایت را ببوسم و تو چه خوش بودی با قهقهه های بلندت شبی که آسمان ابری شد و دل...
  2. apadana13

    کوچه های تنهایی

    با حس عجیبی با، حال غریبی دلم تنگته پر ازعشق و عادت، بدون حسادت دلم تنگته گله بی گلایه، بدون كنایه دلم تنگته پر از فكر رنگی ،یه جور قشنگی دلم تنگته تو جایی كه هیچكی واسه هیچكی نیست و همه دل پریشن دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت كه كهنه نمیشن دلم تنگه تنگه برای یه لحظه كنار تو بودن یه شب شد هزار...
  3. apadana13

    رد پای احساس ...

    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم ای کاش می دانستی اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم...
  4. apadana13

    گفتگوهای تنهایی

    شاید باز ازخودخواهیم هست که می خواهم دراین تنهایی و دلتنگی ام تو را سهیم کنم اما مرا ببخش خودت خوب می دانی که جزء تو کسی را برای شنیدن حر فهایم ندارم ...بگذار تو بهانه ام باشی بهانه ای لا اقل برای حرف زدنم من برای تو می نویسم برای تو می گویم و به بهانه تو زندگی می کنممی دانی گاه یک...
  5. apadana13

    کوچه های تنهایی

    بیزارم فرشتگان بال ریخته ی مَسکن گزیده ی زمین را بیزارم فرشتگان معصوم ِ غمگین ِ تبعیدی خاک آلوده را بیزارم لبخندشان مهربانی شان اشکها و حماقتهاشان. می خواهم از آن ِ خود باشم با خشم غرور و حسد و دوست دارم با هر قدم، فرشته ای را زیر پا له
  6. apadana13

    گفتگوهای تنهایی

    سکوت نکردم که فراموشت کنم نمی خواهم از یادم بروی.... اشک نمی ریزم تا....... لحظه های نبودنت را ابری کنم تنها...تنها... لحظه های با تو بودن را مرور می کنم و...به تو می اندیشم در ابدیت لحظه ها نمی دانی چه غمگینم در این تاریکی شبها چه بی تابانه دلگیرم نمی دانی که گاهی عاشقانه...
  7. apadana13

    کوچه های تنهایی

    کدوم شاعر ، کدوم عاشق ، کدوم مرذ تو رو دید و به یاد من نیفتاد به یاد هق هق بی وقفه ی من توی آغوش معصومانه ی باد تو اسمت معنی ایثار آبه برای خاک داغ خستگی ها تو معنای پناه آخرینی واسه این زخمی دلبستگی ها نجیب و با شکوه و حیرت آور تو خاتون تمام قصه هایی تو بانوی ترانه هامی...
  8. apadana13

    گفتگوهای تنهایی

    بگو قطار بایستد بگو در ماه ترین ایستگاه زمین بماند بماند سوت بکشد ، بماند دیر برود بماند سوت بکشد ، برود دور شود بگو قطار بایستد دارم آرزو می کنم می خواهم از همین بین راه از همین جای هیچ کس نیست کمی از کناره ی دنیا راه بروم از جاده های تنها که مردان بسیاری را گم کرد مردانی که در...
  9. apadana13

    گفتگوهای تنهایی

    همان رنگ و همان روی همان برگ و همان بار همان خنده ی خاموش در او خفته بسی راز همان شرم و همان ناز همان برگ سپید به مثل ژاله ی ژاله به مثل اشک نگونسار همان جلوه و رخسار نه پژمرده شود هیچ نه افسرده ، که افسردگی روی خورد آب ز پژمردگی دل ولی در پس این چهره دلی نیست گرش برگ و بری...
  10. apadana13

    رد پای احساس ...

    قــابــ خنـده هــای شیــریـن لبــانتــ... آویختــه بـر دیـوار دلـمـ. نکـند انـدوهیــ، لــرزشی، زلـزلــه ای.. خنـده را از لبــ تـو قــاب را از دل مـن بنـدازد؟
  11. apadana13

    کوچه های تنهایی

    شـــتاب کــُن تا اشــتیاق ِ زنــدگی در شــعاع ِ هســتی ام جــاریســت بـــاز گـَــرد رویــاهای به انتــظار نشــسته ی ِ ســالـیان دور مــحتاج تلنـــگریــست که به گوشـــه ی چـــشم ِ تـو رنـگ حقیــقت بـــگیـرد... نیلوفر ثانی.شباهنگ
  12. apadana13

    گفتگوهای تنهایی

    مـن! عاشـق نیسـتــم . . . فقـط گاهی حرف تـو که می شـود دلـم مثـل ایــنکه تـب کنـد گـرم و سـرد می شـود . . . آب مــی شـود . . . تــنگ مــی شــود تــنگ مــی شــود تــنگ مــی شــود تــنگ مــی شــود
  13. apadana13

    برای تو می نویسم

    ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی ناجی عاطفه ی من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من...
  14. apadana13

    رد پای احساس ...

    به همین سادگی که کلاغ سالخورده با نخستین سوت قطار سقف واگن متروک را ترک می گوید دل؛ دیگر در جای خود نیست به همین سادگی! حسین منزوی
  15. apadana13

    کوچه های تنهایی

    این شعر تنهایی من است وقتی عبور معصو مانه غزل را در ناباورانه ترین لحظه فرودش لای پلکانت به نظاره مینشینم! از من نسروده ام از تو نیز! از احساسی سروده ام که در شاه بیت چشمانت دنبال قافیه نبود ردیف نیز تنها وزنی داشت به سنگینی نگاهت در مصرعهای بی تقطیع دیدگانت! این شعر تنهایی من است...
  16. apadana13

    کوچه های تنهایی

    کاش یک نفر می آمد کاش می شد که کسی می آمد این دل خسته ی ما را می برد چشم ما را می شست راز لبخند به لب می آموخت کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود و قفس ها همه خالی بودند آسمان آبی بود و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ی ما گم می...
  17. apadana13

    گفتگوهای تنهایی

    شاید باز ازخودخواهیم هست که می خواهم دراین تنهایی و دلتنگی ام تو را سهیم کنم اما مرا ببخش خودت خوب می دانی که جزء تو کسی را برای شنیدن حر فهایم ندارم ...بگذار تو بهانه ام باشی بهانه ای لا اقل برای حرف زدنم من برای تو می نویسم برای تو می گویم و به بهانه تو زندگی می کنم می دانی گاه یک بهانه...
  18. apadana13

    13 نحس یا خوش یمن ؟!

    پوریم (به عبری: פורים) نام یکی از اعیاد مذهبی در دین یهودیت است. در این جشن، یهودیان روزهای ۱۴ و ۱۵ آدار در تقویم عبری مطابق با ۱۵ و ۱۶ اسفندماه را جشن می‌گیرند. عید پوریم یادآور رابطه باستانی بین دو ملت ایران و یهود است. دانشوران سکولار، ریشه عید پوریم یهودیان را برگرفته از ریشه‌های تمدن...
  19. apadana13

    13 نحس یا خوش یمن ؟!

    پوریم (به عبری: פורים) نام یکی از اعیاد مذهبی در دین یهودیت است. در این جشن، یهودیان روزهای ۱۴ و ۱۵ آدار در تقویم عبری مطابق با ۱۵ و ۱۶ اسفندماه را جشن می‌گیرند. عید پوریم یادآور رابطه باستانی بین دو ملت ایران و یهود است. دانشوران سکولار، ریشه عید پوریم یهودیان را برگرفته از ریشه‌های تمدن...
  20. apadana13

    13 نحس یا خوش یمن ؟!

    خب من 13 فروردین سال 79 داییم فوت شده ولی تا حالا حتی یک لحظه هم به نحسی یا شومی روز 13 فکر نکردم چون تو روزای دیگه اتفاق های بدتر و ناراحت کننده تری هم برام افتاده و اصلا اعتقادی به نحسی 13 ندارم همش تلقین کردنه .... فرض کنید چند تا اتفاق بد و ناراحت کننده براتون توی روز 14 بیفته یا 12 یا...
بالا