نتایح جستجو

  1. bera

    میلاد چطور از اونجا سر دراوردی؟دقیقا چیکار میکنی وچطور رفتی؟نه من هنوز مجردم

    میلاد چطور از اونجا سر دراوردی؟دقیقا چیکار میکنی وچطور رفتی؟نه من هنوز مجردم
  2. bera

    سلام میلاد خان خوبی؟چه خبرا هنوز بوکان هستی؟

    سلام میلاد خان خوبی؟چه خبرا هنوز بوکان هستی؟
  3. bera

    این روزها شاید بعضی ها چشمشان عفونت کرده باشد ولی خیلی ها نگاهشان عفونیست ،نگاهشان زخمیست ،زخمی...

    این روزها شاید بعضی ها چشمشان عفونت کرده باشد ولی خیلی ها نگاهشان عفونیست ،نگاهشان زخمیست ،زخمی چرکین که درد را بر تن دیگران میگذارد و کوری را برای صاحبش به ارمغان میآورد
  4. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  5. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  6. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  7. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  8. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  9. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  10. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  11. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  12. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  13. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  14. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  15. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  16. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  17. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  18. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  19. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
  20. bera

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار...

    ازباغ میبرند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب چشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند اب طلب نکرده همیشه مراد نیست...
بالا