گاه که بدیهایت را میبینم
یاد آن موقعها میاُفتم ...
یک کره اسب میخواستم، به دنبالش دویدی
خاری در پایت فرو رفت و ایستادی!
نمیدانم، برای خوشحالی من دویدی به طرف گله اسب، یا برای نشنیدن صدای گریههایم!
این به همه چیز، دَر
خندیدن هیچ
لبخند زدن را هم به فراموشی سپردهام
تا آنجا که گاه به التماس
لبخندم را میخواهند!
و بهانه میآورم!
چهرهام با لبخند، زشت میشود
صدای ِ خندهام، دلنشین نیست!
رنگ که نکردم :دی
خودش کم کمک خشک شده، الان هم زیاد بهش نمیرسم فلن، فقط بعد دوش با شامپوی نامناسب :دی، واکس مو میزنم
قبلنا شدید چرب بودااا
رنگ موهام؟
سیاه تیره و وزوزی - زرد طلایی ( مثل این خارجکیا ) و شدید صاف - خرمایی روشن و صاف - بور - خرمایی و اندکی غبار آلود و البته خشک ( اگه واکس نزنم...
ایشالا موهای بچهت وزوی سیاه بشه :D
میزارم آخر شبی
منم این مدل موها رو دوست دارم
موهای خودم در طول تاریخ زندگیم، دستخوش همه مدل حالات بوده و همه مدل رنگ :دی
الانم متاسفانه خشک شده [sad]
پسره، من امروز به اندازه 3 هفته خندیدم
تاپیک امید کردستانی
من از حرف آبیدر خوشم اومد چون این roholamin رو میشناسم :دی
یهنیا، فقط بگیریم بخندیم :دی
البته تا فردا هم اخراج میشه، کلی اخطار داشته، یه اخطار بخاطر توهیناش بگیره، میره خونشون.
ای خندیدم :D