گاه که خیلی ناراحت میشوم، و این روزها طبیعیست!دچار اشتباه میشوم، به شمارش میاُفتم
و سپس ...
یاد آن موقعها میاُفتم ...
یک کره اسب میخواستم، به دنبالش دویدی
خاری در پایت فرو رفت و ایستادی!
نمیدانم، برای خوشحالی من دویدی به طرف گلهی اسب، یا برای نشنیدن صدای گریههایم!
این به همه چیز، دَر
گاه که خیلی ناراحت میشوم، و این روزها طبیعیست!دچار اشتباه میشوم، به شمارش میاُفتم
و سپس ...
یاد آن موقعها میاُفتم ...
یک کره اسب میخواستم، به دنبالش دویدی
خاری در پایت فرو رفت و ایستادی!
نمیدانم، برای خوشحالی من دویدی به طرف گلهی اسب، یا برای نشنیدن صدای گریههایم!
این به همه چیز، دَر