بابا خیلی زحمت کشیدی به خدا ...اصلا راضی نبودم ....:razz:
..یکم دیر شده فقط ؟؟
ولی خوب منم به نفس عملت توجه میکنم ......باشه ...قبول ...
مرسییییییییییییییییییییییییییییی....ساله تو هم پر از شادی...:gol:
[IMG].....قابلتو ندارن عسیسم این شکلکاااا[IMG]
ارغی یافتی بالاخره اموزشیه asp رو ...من دچار وجدان درد شدم که نزاشتم بخری [IMG].....بیا بچم خاست یه پیشرفتی کنه من مانعش شدم...هوم ..[IMG]
نه دیگه باید ببندیمش به تخت ....مگه دسته خودشه ..همین طور راست راست راه بره ..و رو nerve اینو اون بره ...دهه..این که نشد زندگی ..
اخرش من یه چیز تو غذاش میریزم ..نه دیگه ارچی پشیمونم نکن ....تصمیممو گرفتم ..[IMG]
دلم برا اون طفلک میسوزه ....موندم چطور با این سر میکنه ...میترسم اخرش یه بلایی سره خودش بیاره ...
نه بابا این تنهایی تخستر از این حرفاس که بره دکتر ....دکترو باید بیاریم پیشش....