چشم به راه کسی بمان که امدنش بوی ماندن دهد....
بی قرار قدم هایش شوی و بیتاب اغوشت شود....
بوسه بارانش کنی و بوسه بارانت کند....
طوری در اغوشت بگیرد که خودت را
مچاله اغوشش کنی و بگویی
من دلم گم شدن میخواهد
گم شدن میان اغوشت....
این روزها فهمیدم که در هیچ قابی نمیگنجم، اما این تقصیر من نیست شاید هم... اما ایستاده م تا تمامی امروز را نگاه کنم، کسی چه میداند شاید فردا لحظه ای که هیچ کس انتظار ندارد پرواز کنم...
بسیار زیبا از احمد شاملو:
سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت
به رقص درآیی
قصه عشق ، انسان بودن ماست
اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست
سرت را بالا بگیر ولبخند بزن
فهمیدن احســاس
کار هر آدمی نیست!