اگر به حجله آشنایی
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی
و عده ای به تو گفتند
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد
تو حرفشان را باور نکن
تمام این سالها کنار ِ من بودی
کنار دلتنگی ِ دفاترم
در گلدان چینی ِ اتاقم
در دلم…
تو با من نبودی و من با تو بودم
مگر نه که با هم بودن
همین علاقه ساده سرودن...