تقدیم به سرو و سوسن
تندباد تقدیر گرچه سوسنم را گرفت اما سرو همچو کوه استوار بود تا سایبانی برای نهای کوچک باشد
اینروزها که خورشید میتابد به یاد سوسن بر سرو تکیه میزنم و یادتان را در دل نجوا میکنم
مسخرم نکنیا
نصف موهامو کندم تا اینو نوشتم
اگه خوبه بگو بقیشم بسراییییم