انسان منطقی خود را با جهان منطبق میسازد. انسان غیر منطقی مقاومت میکند و میکوشد جهان را با خود منطبق سازد.
بنابراین همه پیشرفتها به انسانهای غیر منطقی بستگی دارد. (برنارد شاو)
چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی
رگبار نو بهاری و خواب دریچه را
از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی
دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است
با بر گ های مرده هم آغوش می کنی
گمراه تر از روح شرابی و دیده را
در شعله می نشانی و مدهوش میکنی
ای ماهی طلایی مرداب خون من
خوش باد مستیت ، که...
چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی
رگبار نو بهاری و خواب دریچه را
از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی
دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است
با بر گ های مرده هم آغوش می کنی
گمراه تر از روح شرابی و دیده را
در شعله می نشانی و مدهوش میکنی
ای ماهی طلایی مرداب خون من
خوش باد مستیت ، که...
چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی
رگبار نو بهاری و خواب دریچه را
از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی
دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است
با بر گ های مرده هم آغوش می کنی
گمراه تر از روح شرابی و دیده را
در شعله می نشانی و مدهوش میکنی
ای ماهی طلایی مرداب خون من
خوش باد مستیت ، که...
چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی
رگبار نو بهاری و خواب دریچه را
از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی
دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است
با بر گ های مرده هم آغوش می کنی
گمراه تر از روح شرابی و دیده را
در شعله می نشانی و مدهوش میکنی
ای ماهی طلایی مرداب خون من
خوش باد مستیت ، که...
برایتان دعا می کنم که هیچ گاه چشمهای مهربانتان را در انحصار قطره های اشک نبینم...
دعا می کنم که لبانتان را فقط در غنچه های لبخند ببینم...
دعا می کنم دستانتان که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد،همیشه از حرارت عشق گرم باشد.
من برایتان دعا می کنم که گلهای وجود نازنینتان هیچ گاه...
برایتان دعا می کنم که هیچ گاه چشمهای مهربانتان را در انحصار قطره های اشک نبینم...
دعا می کنم که لبانتان را فقط در غنچه های لبخند ببینم...
دعا می کنم دستانتان که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد،همیشه از حرارت عشق گرم باشد.
من برایتان دعا می کنم که گلهای وجود نازنینتان هیچ گاه...