ان هنگام که در زلال زمان جاری بودم یک پیچ اشتباه من را به مرداب فراموشی انداخت
قرنهاست که راکد مانده ام
چنان بوی تعفن گرفته ام که دیگر پاک بودن ذات خویش را باور ندارم
بزرگترین عذاب برای من دیدنت بود چون ازتو متنفر میشدم
بزرگترین ثواب برای من یادآوری نگاهت بود چون عاشقش هستم
میان این دو هنوز سرگردانم که آیا عاشقم یا نادم؟