نتایح جستجو

  1. shoonisht

    مجله تخصصی بچه های کامپیوتر

    با سلام بنده یه دور مطلب مجله را خواندم و برای یکی از دوستانم که در یک مجله کامپیوتری سمت دارند گفتم که ما چنین کاری کردیم و خواهان یاری شما با تجربه ها هستیم . نکاتی را به بنده یادآور شدند و بنده نیز یک سری از آنها و یک سری از دیدگاه های خودم را در لیست زیر نوشتم . ضمن اینکه از جناب دستیار...
  2. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    دختران بر می کشند از پشت روزنها گونه هاشان آتشین از شرم این دیدار سینه ها لرزان و پر غوغا در طپش از شوق یک پندار "شاید او خواهان من باشد"
  3. shoonisht

    مجله تخصصی بچه های کامپیوتر

    با سلام ضمن تائید کامل تمامی مطالب جناب s1m5j8 (دستیار گرامی تالار کامپیوتر) ، من یه لیستی از مطالب رو آماده کرده ام که بزودی می نویسم . تعدادی از اونها توسط جناب دستیار محترم یادآوری شد . من سعی می کنم مطالب کلی تر رو بنویسم . بعضی از مطالب را از یکی از دوستان خوبم که در یک مجله سمت دارند...
  4. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    همچو طفلی پشیمان دویدم تا که در پایش افتم به خواری تا بگویم که دیوانه بودم می توانی به من رحمت آری ؟
  5. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    هوس در دیدگانش شعله افروخت شراب سرخ در پیمانه رقصید تن من در میان بستر نرم بروی سینه اش مستانه لرزید
  6. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    کجا کجا می روم ... اما نمی پرسم ز خویش ره کجا ... ؟ منزل کجا ... ؟ مقصود چیست ؟ بوسه می بخشم ولی خود غافلم کاین دل دیوانه را معبود کیست
  7. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    از تو می پرسم : تیرگی ، درد است یا شادی ؟ جسم ، زندان است یا صحرای آزادی ؟
  8. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    تو می خواهی بگوئی دیر جوشی به من هم هیزم تر می فروشی .............. ؟؟؟ ایرج میرزا
  9. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    تو در چشم من همچو موجی خروشنده و سرکش و ناشکیبا که هر لحظه ات می کشاند به سوئی نسیم هزار آرزوی فریبا
  10. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    زجمع آشنایان می گریزم به کنجی می خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تیرگی ها به بیمار دل خود می دهم گوش
  11. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    لیک من با خشم می گویم : باز هم رویا ! آنهم اینسان تیره و درهم باید از داروی تلخ خواب عاقبت بر زخم بیداری نهم مرحم می فشارم پلک های خسته را بر هم
  12. shoonisht

    آی دی باشگاه همون ای دی جیمیل من هست . shoonisht [at] gmail [dot] com

    آی دی باشگاه همون ای دی جیمیل من هست . shoonisht [at] gmail [dot] com
  13. shoonisht

    سلام جناب دستیار مدیر توجه نکرده بودم به عنوانتون تا حالا یه سری مشکلاتی هست که نمی تونم...

    سلام جناب دستیار مدیر توجه نکرده بودم به عنوانتون تا حالا یه سری مشکلاتی هست که نمی تونم باشگاه بیام (به زودی) اگر امر مهمی داشتید و من چند روز بود که باشگاه نیومده بودم با ایمیل خبر بدید . به امید موفقیت
  14. shoonisht

    سلام مجدد یه پستی توی نمایشگاه عکستون گذاشتم ببینید و نظرتون رو بنویسید . به امید موفقیت

    سلام مجدد یه پستی توی نمایشگاه عکستون گذاشتم ببینید و نظرتون رو بنویسید . به امید موفقیت
  15. shoonisht

    با سلام مجدد به زبان ساده وقتی فوکوس می کنیم تصویر را واضح (به معنی واقعی Sharp) می بینیم . با...

    با سلام مجدد به زبان ساده وقتی فوکوس می کنیم تصویر را واضح (به معنی واقعی Sharp) می بینیم . با زدن دکمه فوکوس اتوماتیک به طور خودکار بر روی قسمتی از تصویر مد نظر فوکوس انجام می شود . در دوربین های حرفه ای هم نگهداشتن تا نیمه شاتر دوربین عمل فوکوس اتوماتیک را انجام می دهد . انجام فوکوس دستی در...
  16. shoonisht

    سلام تا جایی که بدونم حتما . چرا که نه . شما بپرسید ، اگر ندونستم براتون سوال می کنم . به...

    سلام تا جایی که بدونم حتما . چرا که نه . شما بپرسید ، اگر ندونستم براتون سوال می کنم . به امید موفقیت
  17. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید در گذرگاه آن لبان خموش شعله ای بی پناه می خندید
  18. shoonisht

    سلام در مورد کیفیت مجله : به نظر من همون بهتره که مجله در سه سطح با کیفیت پائین ، متوسط و بالا...

    سلام در مورد کیفیت مجله : به نظر من همون بهتره که مجله در سه سطح با کیفیت پائین ، متوسط و بالا تهیه بشه و برای تذکر توی صفحه اول و یا آخر نوشته بشه و لینک صفحه دانلود هم قرار داده بشه . باز ببینیم چی میشه یه کاریش می کنیم . به امید موفقیت
  19. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    یکشب ز حلقه ای که بدر کوبند در کنج سینه قلب تو می لرزد چون در گشوده شد ، تن من بی تاب در بازوان گرم تو می لغزد
  20. shoonisht

    مشاعرۀ سنّتی

    شرمناک و پر از نیازی گنگ با نگاهی که رنگ مستی داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت : باید از عشق حاصلی برداشت
بالا