خسته ام از اين روزها از اين روزگار
كه محبت را نميداند كه چيست
از اين شوخي كه با من دارد
چه لذتي ميبري؟!از اين رنجي كه ميبرم؟!
پر ام از احساسي سرد وتهي
اين كلمات سر به هواكه
از ذهنم از قلبم بر روي دفترم ميلغزد
رنج والمي را ميكاهد
اري به راستي كلمه قدرت دارد