آره. باید یه فکری بکنم.......
اینجوری نمیشه...
ای جان.اگه بدونی چه جوری میخوابه بچه ام......مث آدما هر از گاهی خودشم میکشه و دهندره میکنه.دقیقاً صداهایی هم که در میاره مث صدای آدماست.
با هر صدایی که میاد یه دور از جاش پا میشه یه سرک میکشه دوباره میخوابه......
دست من بدبخت هم که همه اش باید...
بابا مامانم اینا مهمون بودن،منم که داشتم میومدم بیرون،گذاشتمش پیش دوستم،2 بار تو خونشون جیش کرده.آبرومو برد.کار جدید یاد گرفته.هر جا تنها میفرستمش،تا میره جیش میکنه.با من لج میکنه که دیگه نفرستمش جایی تنها.......
منم زدمش انداختمش بیرون تو سرما.الهی بگردم داشت میلرزید از سرما.دیدم خوابش...
مرسی عزیزم.نظر لطفته.
آره گرفته خوابیده حیوونی.....
کلی کتک خورد.دلم سوخت براش.......
وای عالیه.دقیقاً اگه بود الان تمومش میکردم.من عاشق بچه هام فروغ.اصلاً دیوونم میکنن.دلم ضف میره یه بچه میبینم.......این پدرسوخته هم که آخرشه.......
چشم و ابروش رو ببین.داره موزیک و میفهمه با همه وجودش...
خوب خداروشکر که خوب بوده.
آره بچه ها انقدر خوبن که همیشه در کنارشون خوش میگذره....شما هم که جای خود داری......
نه بابا چه زحمتی.....شما سراسر رحمتید خانم....
آره.جالبه.خوبه.مث خودت......
سلام فروغ جون.
وای خیلی از دیدنتون خوشحال شدم........
راستی اسم کاربریتم که عوض شده آبجی....مبارکا باشه.....
راحت رسیدید خونه؟نذاشتی که تا دم در برسونمتون.خیلی ناراحن شدم.........
سلام عزیزم.
بله.چرا که نه.....
من تا جایی که بتونم در خدمتتون هستم........
ببین محمود جان.من دختر بابا پژمانم.فروغی هم خواهرمه.فرناز و آتوسا و ملیسا هم عمه هامن.مهران پسر آتو ساست که میشه پسر عمه ی من.امید هم عمومه.یه عالمه عموی دیگه هم دارم.
تازه یه داداش هم دارم.داداشم کوچولواِ ولی.
اگه بریم...