خوب باید از یه جایی شروع کنی...
تا چشم باز کنی میبینی یه سال گذشته و هنوز هیچ کاری نکردی
البته من خودم از تابستون شروع کردم ولی میدونستم میخوام چی شرکت کنم
خواستم ببینم که چشمانم را در نگاهم به دار آویختند
فریاد بر آوردم، زبان را در تابوت دهانم بر خاک سپردن
فهمیدند قلمی بر جان علم میکنم، قلمم را بر دفتر جانم دوختند
خواستند با فریادشان فریاد زنم .
باسکوت فریاد زدم .....
اما من حاظر نیستم دوباره این مسیر آمده را طی کنم....
آه شیخ کلی راه آمده ایم و کلی راه نیز در پیش داریم. من جهد میکنم از راه مانده لذت برم تا آنکه به گذشته بیندیشم ...
مانیز خوبیم به لطف شما .....
اما شیخ شیرینی شادی و خوشی به همین تلخ کامی هایش است
اگر که همه چیز بر وفق مرادمان بود که دیگر زندگی هیچ رنگ و بوی نداشت...
منم دوست دارم بخونم
ولی .......
ای زاهد خودبین که نئی محرم راز
چندین به نماز و روزه خویش مناز
کارت ز نیاز می گشاید ، نه به نماز
بازیچه بود نماز بی صدق و نیاز!
خواجه عبدالله انصاری
اتفاقا دیشبم شیخ یه چیزایی از حجاب ازم پرسید. پس شیخم اون تاپیک بوده
من این تاپیکه رو پیدا نکردم...
آدرس این تاپیک رو برام بزار، بعدا سر میزنم
الانم دیگه باید برم، فعلا خدا حافظ