نتایح جستجو

  1. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اونا آلبالوئه؟ چرا اینقدر بزرگه؟ :surprised:
  2. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    وای سپید گنجیشکه خیلییی ......! :biggrin::biggrin:
  3. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شوهر ندارم که!
  4. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بی بلا ها مرجی دختر خونده منه، تو هم داداش مرجی ، میشی پسرخونده من!
  5. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب چای رو که سپید زحمتشو کشید، شما میوه یا آجیل بیار نگران بارونم نباش
  6. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اوهوم یه دونه پودرشو داریم فقط ، اونم امشب فهمیدم ناپسریمه! نمیخوام پودر شه، من طاخت ندارم سپید! :دی
  7. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دستت مرسی سپید. نعنا داره؟ ها، همین بود :D
  8. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    گل چهره خانم در زمان قديم در يکي از شهرها مردي زندگي ميکرد که نامش حاتم بود و يک ساختمان داشت که چهل در داشت و هر کس که به آن شهر وارد ميشد حتماً مهمان حاتم ميشد و از يک در ميرفت بعد از خوردن و آشاميدن با يک سيني طلا و يک اسب از آنجا خارج ميشد. يک روز مردي مهمان حاتم شد و از يک در وارد شد و...
  9. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    یاد میگره دخترم
  10. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    یه بار دیگه هم گفتم، اینجا پذیرایی با پسراس. وگرنه پودر میشن
  11. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    هوم؟ آداب کرسی؟ اینجوری بهتره ها :دی اون موقع ها اینجا جنگ میکردیم، پسر پودر میکردیم، آرام با پودراشون الماس درست میکرد. هی روزگار...... نیدونم والا، خودمم نگرفتم :دی
  12. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نمیخوای چای بیاری بخوریم؟
  13. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ها دستت ندرده سرعت خیلی کمه هنو، یه زمانی وقت نمیکردیم همه پستارو بخونیم اینجا
  14. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    عروس من به این مظلومی! چرا تهمت میزنی بهش؟
  15. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    میراث سه برادر در زمان قدیم مردی بود که سه پسر داشت . او در زندگی خود تنها ثروتی که داشت یک نردبان ، یک طبل و یک گربه بود . وقتی که مرد ، نردبان را پسر بزرگ ، طبل را پسر وسطی و گربه را پسر کوچک برداشت . پسر بزرگی بعد از مرگ پدرش به فکر دزدی افتاد . یک روز نردبان را برداشت برد به دیوار خانه...
  16. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خوش اومدی، اون قصه که سپید گذاشت رو گوش کردی؟
  17. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    جا زیاده عروس جان، خوش اومدی :D
  18. kachal63

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اینجا کارا همش با پسراس!!
بالا