تمام عصر ان روز با كيوان بودم. ناهار را توي يكي از رستوران هاي دربند خورديم.بعد رفتيم تله كابين. با اينكه كيوان همه سعيش در اين بود كه بهم خوش بگذره و حال و هوام عوض بشه ولي من نمي توانستم از ياد عارف خارج شوم.
***************
زمستان سرد و خشن هم بارش را بست و رفت. با نزديك شدن سالگرد بي بي گل و...