سوی میدان میروی ای سرو دل ارای من
رحم نبود یکجوی اندر دل اعدای من
یک نظر بنما تو بر این چشم خون پالای من
هجر تو مشکل بود جان میرود ز اعضای من
ماه فوق الارضیم بنهاده رو بر اوج وصل
بهر پیکار عدو زن خویش را بر موج وصل
تا شوی ملحق بیاران باده نوش فوج وصل
شبه پیغمبر چراغ محفل شبهای من
ای...