کاش می دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
آه ، وقتی که تو ، لبخند نگاهت را می تابانی
بال مژگان بلندت را می خوابانی
آه ، وقتی که تو چشمانت را
آن جام لبالب از جان دارو را
سوی این تشنه جان سوخته ، می گردانی
موج تشویشی عشق از دلم می گذرد
روح گلرنگ شراب در تنم می گردد
دست ویرانگر شوق پرپرم...