نتایح جستجو

  1. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    گل بود به سبزه نيز اراسته شد.چشم ستاره خانوم
  2. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اي داد بيداد .شما كه داراي روحيه لطيفي بوديد .اينكارا چرا؟با هم در موردش صحبت ميكنيم فك كنم امشب موندم پشت در
  3. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ميگم مريمي باش تا دولت صبحت بدمد اخه من شيفتم وحق ندارم اونجا رو ترك كنم .
  4. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    عكس چي رو بزارم مگه قنادي جاي عكس گرفتن است.
  5. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    مريمي فك كنم رفت كيك رو بياره راضي به زحمت نيستم .حالا من يه شوخي كردم
  6. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    یادداشتی از نلسون ماندلا : من باور دارم ... که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست. و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد. من باور دارم ... که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما...
  7. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ستاره خانوم هستم خدمت دوستان
  8. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    خب چاره اي نيست .كيك رو از قنادي سر كوچه سفارش دادم چون گفتن بايد مدلشو انتخاب كني .منم كه سليقه در حد صفر شما زحمت بكش برو اونو انتخاب كن ديگه
  9. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    من كه همشه صادق بودم و هم خواهم بود
  10. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    بزار برم يه دوري بزنم ببينم كيا هستن با خودم بيارم واسه بازي شما كه منو ميشناسيد تا من برم كيك بيارم خيلي طول ميكشه ومنم نميخوام شما زياد گشنگي بكشيد درضمن من چند بار ديدم شما كيكهاي خوبي اورديد تالار .و تا اونجايي كه من ميدونم شما ورد ميخونديد و هر چي رو ميخواستيد بدست مياورديد .اين چه كاريه...
  11. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    بازي كه مهم نيست ستاره خانوم .نتيجه رو بنگر همون در اين دنيا به نوعي داريم بازي ميكنيم حالا كدوم نقش برازنده مون هست خدا داند وبس
  12. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    خواهش ميكنم منم اونو خيلي دوس دارم
  13. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ميگم امشب خيلي احساس رياست بودن بهت دست داده.خبر داري!!! حداقل مردها كلمه رئيس رو در ظاهر به يدك ميكشند
  14. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان...
  15. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    از اقا شهرام هم خبري نيست؟ باز اينم فك كنم كار شماست
  16. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    آخی جاش خالیه اره واقعا مريمي ميگم ابجيم روچيكارش كردي؟
  17. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    بي خيال دوست گرامي بعضي اوقات اينطوري ميشه
  18. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اي به داد من رسيده تو روزهاي خود شكستن اي چراغ مهربوني تو شبهاي وحشت من اي تبلور حقيقت توي لحظه هاي ترديد تو شب رو ازمن گرفتي تو منو دادي به خورشيد اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره كه منو دادي نشونم ياور هميشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور كه دوري...
  19. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    شما خودتون رو ناراحت نكن وهرانچه دل تنگت خواهد بگو ميگم مريمي اون افسوس و دريغي كه گفتي واقعا از ته دلت بود اخه من اونو قشنگ حس كردم
بالا