سالها زین پیش
این غم آور وحشت منفور را خیام پرسیده است
کس نداند کی فتاده برزمین این خلط گندیده
وز کدامین سینه بیمار
عنکبوتی پیر را ماند .شکم پر زهر وپر احشا
مانده. مسکین.زسر پای عابری گمنام ونابینا
پخش مرده برزمین هموار
دیگر ایا هیچ
روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکن
دگر این لحظه تن پاک من آلوده مکن
یاریم کن که رود از یادم غم دیرین این خاطره ها
شوق پروازسراپای مرا میکشد تا پس این پنجره ها
پیش رویم بگشا پنجره ای تا از آن پنجره پرواز کنم
روحم از قید تن آسوده شود هستی دیگری آغاز کنم.
روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکن
دگر این لحظه تن پاک من آلوده مکن
یاریم کن که رود از یادم غم دیرین این خاطره ها
شوق پروازسراپای مرا میکشد تا پس این پنجره ها
پیش رویم بگشا پنجره ای تا از آن پنجره پرواز کنم
روحم از قید تن آسوده شود هستی دیگری آغاز کنم.
گفتم شعره از كيك بهتره !!!
مريمي نازنين وستاره خانوم گل
ببخشيد من فك كنم ديگه اعتبار كارتم تموم ميشه
خيلي خوشحال شدم در ضمن اگه بي ادبي از من صورت گرفته خواهش ميكنم به بزرگي خودتون ببخشيد قصد جسارت رو نداشتم
با عرض پوزش فراوان
شب خوش وپيروز باشيد
خب مريمي كيك از اين شعر بهتر نبود ؟اخه چي بگم
يه شعر ميگم ازخودم منتها قافيه ورديف درست وحسابي نداره
ما زعشق نفرت وكينه آموخته ايم
زهر چه نقديست ما نسيه آموخته ايم
از هزاران غزل زيباي شاعر دل
ما زاين ميان مرثيه آموخته ايم
اخه ستاره خانوم من بار اوله اين بازي رو انجام ميدم .تازه قاعده بازي رو اصلا بلد نيستم
ولي در كل بازي زياد خوبي نيست .بهتره يه بازي فكري انجام بديم .اخه من شيفتم نميتونم جايي برم