نتایح جستجو

  1. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    راستی پفک هم بد نیست .حسابی سرگرم میشیم
  2. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    من کی دهن زدم.نگاه نصف شبی خدا منو تو چه ازمونهای سختی قرار میده
  3. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    باوشه بستنی رو مدم به شما به شرطی که واسم فالوده بیاری
  4. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    حالا یه بار برنده شدیم جایزه نخواستیم .حالا ما رو کتک نزن.من که از اول گفتم بستنی نمیخوام
  5. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    مریمی دیگه باختی .فک کنم برای اولین بار تو زندگیم برنده شدم
  6. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اره بدینش به من.نگاه چقدر هم واسه بستنی ذوق کرد
  7. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    فایدش اینه که هرچی بیشتر تشکر داشته باشی زودتر تو باشگاه ارتقا پیدا میکنی دیگه
  8. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اره دقیقا
  9. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    نه منظورم این بود که سهم شما رو به من بده تا واستون بزارم تویخچال خراب نشه .اخه هوای شیراز گرمه
  10. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    فک کنم اون دوستمون رفت بخوابه .سهم فالوده اونوا بده به من .ثواب داره
  11. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    باوشه فک کنم دیر رسیدیم تموم شد
  12. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    مریمی چرا میپیجونی. ما منتظر فالوده هستیم دیگه گفته باشم من اعصاب ندارم
  13. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    خب حالا شما خودتون رو ناراحت نکنید . مخلوط فالوده بستنی هم بدک نیست .
  14. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اره این شد یه حرف حسابی
  15. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    بابا چه خبرته تالار رو سرت گذاشتی الان اخه کی بستنی میچسبه .من هوس فالوده شیرازی کردم
  16. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    سلام دوست عزیز به محفل شب زنده داران خوش امدی
  17. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    راستی شیراز واسه ارشد گرایش گاز رو داره .سعی کن حتما واسه اون بخونی
  18. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    میگن ملا نصرالدین میره یه طوطی بخره تا باهاش صحبت کنه.صاحب مغازه چون اونو ساده میبینه بجای طوطی یه جغد بهش میده.بعد ازمدتی ملا میبنه فایده نداره پیش صاحب مغازه میاد.صاحب مغازه پیشدستی میکنه وبهش میگه راستی تونستی حرف زدن رو بهش یاد بدی .وملا میگه نه ولی اون بیچاره خیلی دقت میکنه که یاد بگیره...
  19. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ایشالا که موفق بشه انصافا زیاد تلاش میکنه میگم مریمی خودت واسه ارشد میخونی؟
  20. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اره بنظرم داری کار عاقلانه ای میکنی. راستی از این رفیق ماشهرام خبری نداری؟
بالا