کاش آسمون حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر
می کرد.کاش دلها آنقدر صاف بودکه دعاها قبل ازپایین اومدن دستها مستجاب
می شدکاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشنا تر بود.کاش بهار آنقدر مهربان
بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد.کاش در قاموس غصه ها, شکوه لبخند
در معنی داغ اشک گم...