از دستنوشتههاي شهيد عباس محمدي
از دستنوشتههاي شهيد عباس محمدي
خدايا ياران در روشنايي مهتاب به طرف صبح سپيد حركت كردند، اما من، شب را به شب پيوند زده و در تاريكيها راه گم كردم. گاهي فجر صادق را ديدم، اما در حركت به سوي آن سستي ورزيدم. اين بار تصميم گرفتهام با توكل به معبود، خويشتن را به جمع...