تو بخوان قصه مردان حساب و عدد و سود وزیان و قلم و ثبت و سیاق،
کز همان روزهای نوروز در انبار بمانند و بگیرند و ببندند و شمارند و نویسند،
دو صد مشق در آن دفتر پیچیده به قیطان، که گر خط بخورد یا که شود دیر،
هراسند از آن هیبت آن هیات سه مرد قلندر، همان هیات تشخیص علی الراس،
وگر مانده حسابی...