حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستم؟
آنکه در آیینه میبیند مرا من نیستم
سایهای رقصنده بر دیوار پشت آتشم
جز گمانِ هست، چیزی نیست هست و نیستم
خاطرات رفته را چون خواب میبینم ولی
کاش در جایی به جز کابوس خود میزیستم
در مقامات تحیر جای استدلال نیست
عقل میخواهد که من هرگز نفهمم چیستم
آسیابی در مسیر رود عمرم! صبر کن
روزی از تکرار این بیهودگی میایستم
#فاضل_نظری

واکنش ها: ♥@SH!M♥ و *mahdieh*