*وروجک
پسندها
1,326

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • · بی صبرانه در انتظارم تا، زمان سالخوردگی ام فرا برسد! شايد عشق پيری، چيز ديگری باشد!!!

    · درهجوم لحظه هاي پوچ جدايي سكوت تنها ياد گار لحظه هاي با تو بودن است وقتي ثانيه ها رفتن را تلنگر ميزنند, بودنت به كوچه فراموشي كوچ ميكند

    · میدونید!! وقتی دل کسی رو بشکنید... هر کاری هم که بعد از اون براش انجام بدین... اون دیگه هیچوقت براتون همون "آدم سابق"... نمیشه هیچ وقت....

    · تودست در دست دیگری من در حال نوازش دلی که سخت گرفته است از تو مدام بر او تکرار میکنم که نترس عزیز دل آن دستها به هیچ کس وفاندارد


    · حسابان و دیفرانسیل را در مدارس تدریس میکنند, که تو (حـــــد) خـودت را بدانی و (قــــدر) دیگران را

    · منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش اشک هایت را با دست های خودت پاک کن که همه رهگذرن

    · مترسک ناز می کند .... کلاغ ها فریاد می زنند .... و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است .... خشک و بی نشان
    · گیسووهات را بگو دست از سرِ باد بردارند دارد به کوه می‌زند خودش را

    · نه! به شما نمی گویم او با من چه کرد ..عشق برایتان کابوس می شود

    · عادت ما آدم هاست ... سیگار هم کامش را که داد ، زیـر پا ، لِه اش می کنیم

    · وقتی همه چیز خوب است میترسم ! ما به لنگیدن یک جای کار عادت کرده ایم

    · بـی قـرار هـیچ قـراری نـبوده ام مـگــر قـراری کـه بـا تـو داشتـم و هـرگـز نیـامـدی...
    آنقدر چیزها اتفاق می افتد که نمی دانم از کدامشان شروع کنم.


    احساس می کنم در فیلمی بازی می کنم با حرکت تند.


    احساس می کنم زمان به سرعت می گذرد.


    شاید برای این است که روزها کوتاه و کوتاهتر می شوند.


    گویی از کنار لحظه ها می گذرم


    این روزها بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشم.


    انسانی هستم سرما خورده با خوشمزه ترین غذا


    که در دهانش عاری از هر گونه مزه و طعمی است.


    همه چیز در ذهنم معلق است.


    در باره همه چیز میتوانم بنویسم


    و لی نمی دانم


    چرا همیشه آنقدر طولش می دهم که دیر می شود


    و موضوع اهمیتش را از دست می دهد.


    آنوقت نوشتن می شود یک لیوان چای سرد


    که دیگر میل نوشیدنش را ندارم.


    حالت آدمی را پیدا می کنم


    که دیر سر قرارش رسیده باشد.
    هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم



    هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار



    بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم



    حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام



    گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم



    ساکم را بر میدارم و به راه می افتم



    این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی
    خسته شدم از بس به آدمایی که میخوان جای تو رو توی قلبم بگیرن گفتم : ببخشید اینجا جای دوستمه ، الان برمیگرده !
    می شود باران ببارد؟
    همین امشب!!!
    قول میدهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم!
    وبی هیچ اشکی دستهایش را بگیرم،قول میدهم فقط بویش را حس کنم!
    اصلا اگر ببارد فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم،قول میدهم برایش شعر نگویم،
    فقط.....
    می شود؟؟؟
    امشب....؟؟؟
    خدایا دلم به اندازه تمام روزها و شب های بارانی برایش تنگ است.(((
    دلتنــگـم . . .
    دلتنـــــگ کسی کـــــه
    گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از
    حرکـت ایستـاد . . .

    ...دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید. . .
    دلتنگ خودم. . .

    خودی که مدتهـاست گم کـر د ه ام
    همین الان هم چشمام به آسمونه و تا فردا خواب به چشمام نمیاد .... خیلی نگرانم ... 4 سال پیش خوابیدیم بلند که شدیم دیدیم ای داد بی داد .... .... ...

    دیگه نمی خوام بخوابم ...:smile:
    آدمی‌ست دیگر

    یک روز حوصله هیچ‌چیز را ندارد

    دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور ...

    ...
    همه ما
    فقط حسرت بی‌پایان یک اتفاق ساده‌ایم
    که جهان را بی‌جهت
    جور عجیبی جدی گرفته‌ایم ...

    فراموشی، فراموشی، فراموشی
    سرآغاز سعادت آدمی‌ست !

    اشتباه می‌کنند بعضی‌ها
    که اشتباه نمی‌کنند !
    بايد راه افتاد ؛
    مثل رودها که بعضی به دريا می‌رسند
    بعضی هم به دريا نمی‌رسند .
    رفتن، هيچ ربطی به رسيدن ندارد !
    به آسمان چشم بدوز

    هرگز چشمانت را از آسمان بر ندار
    آنجایی که خدا زندگی می کند.
    آنقدر به آسمان چشم بدوز تا خدا را ببینی.
    سرت را بالا بگیر.
    شک نکن . . .
    خدا خودش را از تو پنهان نمی کند
    او دیدنی ترین است!
    گـاهــی فـقــط
    بـایـد لـبـخند بـزنـی و رد شوی
    بگذار فـکــر کـنــند نفهمیدی !!!


    خیلی دوست دارم یه روزی بشه که هر کاری دلم میخواد انجام بدم! یعنی تمام روز رو برای خودم باشم! برم بیرون یه دل سیر پیاده روی کنم، همچین که برگردم خونه از پا درد مثل پیرزنا ناله کنم ...
    دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت . . .





    ایــن روزهـــا
    بیشــتر از هــر زمــانی
    دوسـت دارم خــودم باشــم !!
    دیگــر نـه حــرص بدســت آوردن را دارم
    و نه هـــراس از دســت دادن را . . .
    هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــاطــر خــودم بخواهــد
    دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت . . .
    حسِ خووب!

    حسِ خوبیست... اینکه همه ی آدمهای اطرافت مشغول باشند
    روزنامه بخوانند...
    ماشین بشویند...
    درمورد بچه ی تازه به دنیا آمده ی زن همسایه صحبت کنند...
    قیمت سکه و خانه و ماشین را برایت بگویند...
    از برنامه ی شان برای لوبیا خریدن و پاک کردنش بگویند...
    از برنامه های سفرشان بگویند...
    اخبار نگاه کنند...
    و غرق روز مرگیهایشان باشند و تو...
    بنشینی و نگاه کنی به همه ی این روزمرگی ها و
    تهِ دلت غنج برود از اینکه هستند...
    از اینکه میتوانی بودنشان را
    زندگیشان را
    نفسهایشان را
    لمس کنی...
    و تو دلت غنج برود از اینکه همه چیز رو به راه است
    همه چیز عادی است...
    حس خوبیست که لم بدهی روی مبل و به همه ی این عادی ها نگاه کنی
    و نفست رو فوت کنی...

    لحظه ها را گذرانديم که به خوشبختی برسيم، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختیبودند. (دکتر شريعتی)
    سلام با معرفت .ما که هستیم بعضیا تحویل نمیگیرن!!!

    ممنون بابت متن قشنگت خط اخرشو جدی بگیر!!!!!!:D
    از این متون هم بلتی بذاری خخخخخ

    ن دییه نوش دارو پس از مرگ سهراب :ا
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا