زندانیه رو داشتم نگاه میکردم میگه چیه نگاه داره من اصن هواسم به زندانی نبود تو فکر بودم که تو کلانتری فحش داده بهم
منم جز یگان ویژه البته گاه گاهی که نیاز داشته باشن میرم سرکار وگرنه بیکارم
افتادم سرش با باتون سیاه و کبودش کردم اینم ماجرای امروز من البته طرف مثلا لات بوده