اهاااااااااااااااااااا خوب خیالم راحت شد
خطر از بیخ گوش خودتو و پسرت رد شد.
چون اول تو رو می کشتم بعدش مهریه دخترمو اجرا میذاشتم پسرتو می انداختم زندون بعد باهاش هم سلولی میشدم و بعدش هم پسرت رو پخ پخ می کردم تا درس عبرتی واسه همه بشه.
خوب حالا که قضیه روشن شد بدو برو یه چایی واسم بیار ببینم اعصابمو خط خطی کردی امروز
