تا کجا میبرد این نقش به دیوار مرا؟
تا بدان جا که فرو میماند
چشم دیدن و لب نیز زگفتار مرا
لاجورد افق صبح نیشابور و هری است
که در این کاشی کوچک متراکم شده است
میبرد جانب فرغانه و فرخار مرا
اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
دوست عزیزم من دیگه تالار نمیام برای همیشه خدا حافظ