sisi...
پسندها
4

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • ميدونم عزيزم من به تو اعتماد دارم جيگر ............... همينجور خواستم غيرتم رو نشون بدم
    من هيچي هينجور بيكار دراز كشيده بودم روي تختم

    تو چيكار ميكني؟ مامان و بابا حالشون خوبه
    مهناززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز دوست دارم

    خدا جون شكرت كه قراره يك همسر خوب داشته باشم

    خدا جون مواضبش باشي ها
    ديدي قلب هامون بهعم نزديكه دقيقا درست اومدم هم الا هم چند ساعت پيش فقط يكم دور ميرسم اونم تقصير سيستم هست كه دير وصل ميشه
    فدات بشم گلم ...................... آخر شب اومدي تك بزن منم بيام عزيزم

    الهي بميرم واست نفسم
    مهنازي كجايي پس.................... دارم از دلتنگي ميميرم دلم ميخواد گريه كنم از دلتنگي

    من وقتي دلم واسه تو تنگ ميشه ديگه هيچ كاري نميتونم بكنم نه ميتونم درس بخونم نه ميتونم فكر كنم نه ميتونم چيزي بخورم
    مهنازي الان كه تك زدي فكر كردم توي سايتي......................... كجايي پس دلم واست تنگ شده بيا ديگه دارم از دل تنگي ميميرم
    رفتي؟ ....................باشه

    از دستم ناراحتي ..................چيزي توي اون پيام نوشته شده بود جون خودم من يك هفته كه پيام خصوصي ندادم
    مهنازي منم دلم واست يك ذره شده نفسم ، عزيزم اما اين طرف بابي و مامي خيلي بهم گير ميدن هر موقعي نميتونم بيام سايت عزيزم من تو دلامون دور نشده اصلا فكر كنم قلب منو تو با هم يكي شده معشوقه عزيزم
    سلام خانومي

    من نه خيلي وقته پيام خصوصي ندادم .............................. متنش چيه؟..... پيام خصوصي !!!!! نه !!!! من پيام ندادم ..........حالا متنش چي بود
    فدات بشم عزيز دلم خوب بابام نزاشت ديگه سرم داد زد منم مجبور شدم كه خاموش كنم بهم گفت اگر خيلي بيام اينترنت كامپيوتر رو جمع ميكنه


    حالا گريه كه نكردي الهي بميرم واست نفسم اگر ديشب بهم ميگفتي گريه ميكني من ميفتادم گريه

    حالا ببخش ديگه ناناز
    سلام عزيزم منتظر موندم نيومدي جيگر .................... مخلصيم با مرام

    تا فردا.......
    مهناز يادت نره ها ما بايد به ياري امام زمان بريم

    خدا حافظ عزيز دلم

    خدا جون ظهور آقا رو نزديك كن................. خدا جون مراقب مهنازيم باش

    فدات بشم نفسم ...............دوست دارم عزيزم
    من خواب ديدم امام زمان ظهور كرده ............. مهناز توي خواب اينقدر زيبا اذون ميداد كه دلم ميخواست گريه كنم نميدوني چقدر لحظه قشنگي بود ................ به اولين نفري كه دست داد من بودم ..................بعد بهم گفت صبر كن من بايد برم جايي كار دارم دوباره ميام پيشت
    چي فكر كنم منم همون خواب رو ديدم به مامانم گفتم گفت به كسي نگو

    بگو ببينم زود باش
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا