مشاعرۀ سنّتی

sar sia

کاربر بیش فعال
در آینه بندان پریخانه‌ی چشمم‎
بنشین که به مهمانی دیدار خود آیی‎
‎
بینی که دری از تو به روی تو گشایند‎
هر در که بر این خانه‌ی آیینه گشایی‎
‎
چون سایه مرا تنگ در آغوش گرفته‌ست‎
خوش باد مرا صحبت این یار سرایی

‏هوشنگ_ابتهاج
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تا که به روی من زنی، چشم محبت از وفا
تازه شود دل پریش، این چه پناه کردن است

من زِ غم فراق تو، شب همه آه می‌کشم
نی نرود خیال تو، ماه به چاه کردن است

گر تو به من نظر کنی، جانِ من از قفس رهد
ورنه تمامِ زندگی، صرف گناه کردن است🌹
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

حباب‌وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز رویِ تو عکسی به جامِ ما افتد

حافظ
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
رنگ رخ ماهت به شب من شده پیدا
ای ماه ز آواز دلم پرده دریده

جان از تب دیدار تو در جامه دران شد
این نغمه و ساز ازلی کس نشنیده

آن چشم سیاهت شب من را سحر آموخت
خورشید ز چشمان تو بر شب بدمیده 🌹
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
تو مثلِ ماه هستی ، کم به چشمت خواب می افتد
طلوع ِصبح امیدی که بر مهتاب می افتد


به پیچ و تاب ِ شب هنگامِ موهایت گرفتارم
نباشد تاب ِگیسویت ، زمین از تاب می افتد

#صفيه_قومنجانی
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
naghmeirani اولین مسابقۀ "مشاعرۀ سنتی دور همی" با جایزه مشاعره 113
Fo.Roo.GH مشاعرۀ شاعران مشاعره 11

Similar threads

بالا