من نگفتم والا انگار تو خونشه بچم ازاول اسم مهندسی شیمی اورد..اول گفت مامان الناز بعد بابا رو نگفت ..گفت chemical engineer 
ااا قربون عروس خوشگلم...

ااا قربون عروس خوشگلم...

اخه پسرم رشته شو انتخاب کرده میخواد مهندسی شیمی بخونه


بیا اصلا اومد میزنیم میکشیمش..من دلم هوای کتک کاری کرده;)









..فعلا شب خوش..مراقب عروسم باش
...وای بابچه های فامیل بازی میکردیم میشدیم عروس داماد ..من هیچوقت خوشم نمیومد..همیشه منه بدبختو میکردن عروس

