sevda66
پسندها
2,906

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • من سرم گیج رفت تو پروف سیا ج میدم یکم پروف اونم بترکه;)
    سودی کدوم وری؟:surprised:
    امیدوارم دخترت پسر منو منحرف نکنه بس که سیاست داره..:cool:امرو شیداجانم دیدما:D
    آخرش گفت فکر نکن اینجا استخدام میشی!
    خیلی ناز کرد
    من رفتم بایه خانومی برداشتم تموم شد رفت!
    من میخواستم بیام پژوهشگاه
    استاده خیلی سخت گیر بود
    حزب الهی
    بعدم گفت 6 ماه از8 صبح تا 8 شب باید کار کنی!
    نه بابا
    تازه باید سرچ کنم!
    یعنی تو پورپوزال ارائه دادی!
    این استادای ما هیچ کدوم آزمایشگاه ندارن!
    تو روحشون!
    تو دانشگاه باید انجام بدیم که خیلی بد بختی داره!
    استادت کجاست آزمایشگاهش؟
    موضوعت تو چه رده ایی هست؟
    به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت !

    نـــــــــه ، فهمید خیییییییلی دوستش دارم
    استادم گفت خودمم میخواستم درباره جاذب تو صنایع نفت باشه!
    تو چی!
    هفته دیگه قراره چی کار کنی؟
    خوفم
    راکتور گند زدم رفت
    حالا باید پورپوزال شروع کنم!
    استاد پایان نامت رو مشخص کردی!
    به شدت سرم شلوغه سودی!
    حتی وقت استراحت ندالم
    اورین واسه اولین و اخرین باره که زود بیدار شدی:D
    اره همینو بگو.....برو فعلا مزاحمت نشم......بووووووس:redface:
    اره نت خونه وصل شده با دعا و ثنا ب درگاه عبودیت....:Dمن ظهرا نمیتونم بیام.....میدونی ک خیاط حرفه ای شدم تا ساعت 8 یا8:30 خونه نیستم.....بعدش در خدمتم اگه خواهرام بذارن:Dخلاصه ما دیگه هستیم.....مزاحمت نمیشم سودی.....برو ب کارات برس......میبینمت بازم;)
    یکم این فاطمه رو اذیت کن نبوده پیشمون این چند وقت ..من برم میام حالا..:D

    من احساس مامانتو درک میکنم لحظه باشکوهی بوده..رکورد زددی زودتر ازمن پامیشیا:confused:
    سینا بیاد زنده ش نمیذارم:mad:
    عهههههههه.......هنو متاهل نشدید؟؟؟؟:biggrin::Dبابا دست بجنبودید.....دخترای دهه 80 هم دارن میان توی دور.....ما فسیل شدیم هیشکی نیگامون نمیکنه:cry:البته من....شماها ک زیبا روی خفته هستید:D
    خواهر من از اون روزی میترسم ک این مصطفی همش ب ما بگه ترشیده:Dبیراه هم نمیگه.....داریم ب مرز نزدیک میشیم شایدم رد کردیم:D
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا