شعر تشنه از "معینی کرمانشاهی"
با هوس عاشق آن چشمه ی نوریم هنوز
وای و صد وای کزین مرحله دوریم هنوز
دیگران رهسپر ثابت و سیاره شدند
ما براین خاک سیه مست غروریم هنوز
نه کمل از دگران دیده نه نقصان در خویش
ای زمان ! آینه بگذار که کوریم هنوز
زنده کش بوده و با مرده پرستی شادیم
این گواهی است که ما طالب...
گلسه جانان دیه جاقلار تزه بیر دین گتیریب...
(اگر جانان ما بیاید خواهند گفت دین تازه ای آورده است)
افسوس که تااینقدر از او فاصله پیدا کرده ایم.
اگر از آنان نباشیم، گل که سهل است جان به پایش میریزیم.