♥@SH!M♥
پسندها
10,473

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • یه فرشته فرستادم تا مراقبت باشه اما برگشت... پرسیدم چرا برگشتی؟.. گفت : فرشته ها نمیتونن مراقب فرشته ها باشن.. 20 تا فرشته تو دنیا هست که 10 تا شون خوابن و 9 تاشون دارن بازی میکنن یکیشون هم داره این پیام و میخونه... این پیام جک نیست یه واقعیته.. فردا بهترین روز زندگیت خواهد بود. این پیام و به 10 تا از دوستات بفرست حتی به من.. اگه 5 تا برات برگشت مطمئن باش کسی که دوسش داری سورپرایزت میکنه...
    یه فرشته فرستادم تا مراقبت باشه اما برگشت... پرسیدم چرا برگشتی؟.. گفت : فرشته ها نمیتونن مراقب فرشته ها باشن.. 20 تا فرشته تو دنیا هست که 10 تا شون خوابن و 9 تاشون دارن بازی میکنن یکیشون هم داره این پیام و میخونه... این پیام جک نیست یه واقعیته.. فردا بهترین روز زندگیت خواهد بود. این پیام و به 10 تا از دوستات بفرست حتی به من.. اگه 5 تا برات برگشت مطمئن باش کسی که دوسش داری سورپرایزت میکنه...
    .............
    به امید خدا
    برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
    مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
    میان او که خدا آفریده است از هیچ
    دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست
    به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
    نصیحت همه عالم به گوش من بادست
    گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
    اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
    اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
    اساس هستی من زان خراب آبادست
    دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
    تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
    برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
    کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
    سلام شیما گلی
    ممنون
    خوبم
    تو خوبی؟
    قابلتو نداشت گلم
    الان دقیقا"من گیر ندم کی قراره گیر بده" یعنی چی؟:biggrin:
    اصلا خودت چرا اینویز شدی؟:D
    صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد
    دل شوریده ما را به بو در کار می‌آورد
    من آن شکل صنوبر را ز باغ دیده برکندم
    که هر گل کز غمش بشکفت محنت بار می‌آورد
    فروغ ماه می‌دیدم ز بام قصر او روشن
    که رو از شرم آن خورشید در دیوار می‌آورد
    ز بیم غارت عشقش دل پرخون رها کردم
    ولی می‌ریخت خون و ره بدان هنجار می‌آورد
    به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بی‌گه
    کز آن راه گران قاصد خبر دشوار می‌آورد
    سراسر بخشش جانان طریق لطف و احسان بود
    اگر تسبیح می‌فرمود اگر زنار می‌آورد
    عفاالله چین ابرویش اگر چه ناتوانم کرد
    به عشوه هم پیامی بر سر بیمار می‌آورد
    عجب می‌داشتم دیشب ز حافظ جام و پیمانه
    ولی منعش نمی‌کردم که صوفی وار می‌آورد
    خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
    نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
    من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
    که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد
    روا مدار خدایا که در حریم وصال
    رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد
    همای گو مفکن سایه شرف هرگز
    در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد
    بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل
    توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد
    هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری
    غریب را دل سرگشته با وطن باشد
    به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
    چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد
    چرا خوب نبوده تو ك بابا درس خوني الكي نگو شيماااا:w38:
    من هيچي كو بدو بيا ببينم امتحانات چطور بود؟
    اسمم حسینه لقبم علی...:d

    به خودم میگفتی برات پیدا میکردم باو... بیا اینم شوهر... دی

    اااا؟؟؟ پس ترجیحم میدی... دی

    سلامتی... درس و درس و درس... دی

    اینا رفیقامن... سر دستشون منم... اومده بودن مهمونی... دی

    باید عادت کنی.... دی
    منم همین طور از اشنایی با شما خیلی خوشحال شدم راستی اگه ابجی صداتون کنم ناراحت میشین؟
    منم باید برم ممنون که جوابمو دادین اشالا همیشه تو زندگیتون موفق باشین یا علی
    اره حق با تویه راست میگی نباید طولانی بشه....
    منم ترم چهارم رشته مدیریت صنعتی ...اسمم جواد
    نگفتی اهل کجایی ابجی؟:gol:
    باورت میشه؟ نمیدونم چرا تمرکزم رو از دست دادم
    البته شاید به خاطر برنامه های ایندم و کارام باشه
    یکم از خودت بگو ؟ خودتو معرفی کن؟ اگه دوست داری و ناراحت نمیشی.
    مرسی منم خوبم
    ولی بهم ریختم نمیتونم تمرکز کنم رو درسام الان وسط امتحانام.
    نه من شما رو نمیشناسم / شما اهل کجایید؟
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا