کلی عاشق یکی از هم دانشگاهیام شده بودم و چند ترم باهاش هم کلاس بودم و فکر میکردم اونم همین احساس رو نسبت به من داره
یه روز بالاخره خواهرم اومد دانشگاه تا صحبت های مقدماتی رو بکنیم و ادرس خونه و...
تا گفت که قصد خیرو از این حرفا....
همکلاسیم با لبخند گفتش من از ترم یک متاهل بودم یعنی مهدی آقا...
سلام
یه روز داشتیم جمیعا یه فیلم دراماتیک میدیدیم که تو سکانس آخر نقش اصلی فیلم کشته شد خیلی صحنه دردناکی بود
یهو مادربزرگم گفت :حقش بود . آخرش به سزای اعمالش رسید!!!!:wallbash::hate: