رد پای احساس ...

BISEI

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
لی لی مي گيرم

از روی خستگی هايم بپرم


اما خانه های اين بازی

آنقدر بزرگ است

كه فقط بايد پر داشت!

تا بتوان

از خانه ای به خانه ای پريد..

قاسم بحرانی
 

BISEI

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
معمایی شدم

حل ناشدنی،

مانند جدول کنار خیابان

از کنارم عبور میکنند آدمها

همین...!!!...

بهونه راد
 

BISEI

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ذهنم خسته است

از جویدن نشخوار مانند

فکرهایی که بوی روزمرگی می دهند.

این روزها

عجیب دلم می خواهد

وارونه زندگی کنم !!!


 

BISEI

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سخت است
صبور باشي...
و در حجم اين سکوت
نـفـسـت بنـد نيـايـد
 

BISEI

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پسرک گفت : گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد .
پیرمرد گفت : من هم همینطور .
پسرک آرام نجوا کرد : من شلوارم را خیس می کنم .
پیرمرد خندید و گفت : من هم همینطور
پسرک گفت : من خیلی گریه می کنم .
پیرمرد سری تکان داد و گفت : من هم همینطور .
اما بدتر از همه این است که... پسرک ادامه داد:آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند .
بعد پسرک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد .
می فهمم چه حسی داری . . . می فهمم .












 

BISEI

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

لــــــــحظه های ســــکوتم؛

پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند

مــــــملو از آنــــــچـــه

مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم

و

نــــــــــــمی گـــــویم....
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شهامت میخواهد دوست داشتن کسی که... شاید...
هیچوقت...
هیچ زمان...
سهم تو نخواهد شد

گاهی دیدن یک عکس دو نفره تو رو یاد اون نمی ندازه !
تورو یاد خودت می ندازه ...
که چقدر شاد بودی ، که چقدر خندون بودی ، که چقدر جوون بودی !
گاهی آدم ها دلشون فقط برای خودشون تنگ می شه ...

دلم واسه خودم تنگه ...



 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
در اینجا
ردپایت را پاک کن کسی
نمیفهمد چرا ردپا میگذاری اخر نمیخواهم دوباره هم را گم کنیم
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

لــــــــحظه های ســــکوتم؛

پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند

مــــــملو از آنــــــچـــه

مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم

و

نــــــــــــمی گـــــویم....

دلـــَ م خـــواستــــ
تــقدیــرَ م نــخــواستـــــ !



 

آیداجون

عضو جدید



هنور ته صفم
ته صف منتظرم
منتظر روزی که شاید بیایی


 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
روزهای ابـری

گلـهـای آفتـابگردانـــ بلاتکلیفنـد

مثـل هـمـه ی روز های عمر من ...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
چشمهایم را باز کردم
روز جدیدیست
امروز
و من
هنوز اشک میریزم
دلم خیلی تنگ یک نفر هست
که نمیفهمد حالم را
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دنـیـای تـو رنـگارنـگ اسـت

و دنیـای مـن سیـاه

انـتـخـاب سـختـی نـیـست

یـک رنـگی ِ مـن

بـه تـمام دنـیـایـت می ارزد ...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
هنوز دنیای مرا نشناختی
هنوز خاکستری بودنش را ندیدی
من نه سیاهم و نه رنگارنگ و نه سفید
تنها خاکستری هستم
که هر بار هر کس به او میرسد او را
هزار رنگ میبیند
و در زمانه که هزار رنگی رواج دارد
خاکستری
برای خودش
هزار رنگ هست
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


دستهایمان شده است حکایت دو خط موازی

همیشه کنار هم
اما ...
هرگز بهم نخواهند رسید ...
اینهم درد واره ای دیگر ... !
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
گاهی برای داشتن
باید تلاش کرد
اگر سخن گفت
اگر صبر کرد تا زمان کاری کند
تنها زمان
باعث میشود
حسرت به دلت بنشیند
پس برخیز و کاری انجام ده
نه اینکه هر بار سخنی بگویی
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گریــآن شُــــــده دلــــم

هَمــــــــچون

دُخترکــــــــی لجبــــــــآز ...


پـــــــآ به زَمین می کـــــــوبَد ؛


تـــــــــو رآ میــــــــخوآهد

تَمــــــــام تــــــــو رآ ...
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سر به هوا نيستم
اما
هميشه چشم به آسمان دارم
حال عجيبيست
ديدن همان آسماني كه شايد تو
دقايقي پيش
به آن نگاه كردي...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
قلبم ارام بگیر
امروز لبخند بزن
من امروز حالم
خراب هست
از همه
دنیا حالم خراب هست
نمیدانم
چه کرده ام
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهی دلم

برای همه چیز تنگ می شود

حتی همین گرمای دستانت

که گرمم می کند

دستان تو خورشیدند

که گاهی هوس می کنند

از لا به لای انگشتان من،

طلوع کنند...
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اینقدر خودت رو نگیر !
اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن !
وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد ،
فکر نکن که فوق العاده ای ،
شاید اون کم توقعه !
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
این روزها
نمازم را شکسته می خوانم
چهار فرسخ
دور افتاده ام
از چشمانت.
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
کمی در تلاطم نگاهت
بگذار بمانم
طاقت دوریت را ندارم
ولی هر بار
باید
صبوری کنم
 

ahoo_fr

عضو جدید
کاربر ممتاز

ازچوپان پیری که دیگر توان چوپانی نداشت پرسیدند

چهخبر؟؟

بالهن تلخی گفت:

گرگشد!

… آن بره ای که نوازشش میکردم…
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سرم را شاید بتوانند دیگران گرم كنند
اما وقتى تو نیستى،
هیچكس نیست دلم را گرم كند!
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مرا بر سـر دو راهی گذاشته ای.....


سکوتت علامت رضاست...؟
یــــا
جواب ابلهان خاموشی است...؟
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ما آهن نیستیم
ما هردو دقیقا آهنرباییم!
هرچقدر هم دلتنگ باشیم باید یکی منفی شود تا دیگری را جذب کند...
مثبت که میشوی،
دلم میخواهد شبیه تو باشم،
مثبت؛
نزدیک ات که میشوم...
دافعه ات از هرچه دل است بیرونم میکند...
نمی دانستم اینها قانون اند، اثبات شده اند! نگاه کن:
از هر طرفی که میچرخم
قطب همنام ات به من میرسد...
 

mina12345

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چشمانت را ببند و فقط لحظه ای خود را به جای من بگذار...
حس می کنی چقدر تنهایم ؟!
وقتی میان این همه آدمک چوبی شانه ای نیست که تکیه گاه گریه ام باشد
وقتی که آغوشی نیست که از همه دل خستگی ها در بر بگیرم
وقتی دست های گرمی نیست که دستانم را شریک شود
یا اشکانم را با سر انگشت هم دلی پاک کند
وقتی که هیچ چشم منتظری در این دنیا برای من پلک نمی زند
وقتی صدایی نیست که خستگی لحظه هایم را با لحن گرمش دل داری دهد
وقتی که هیچ گوشی نیست که این همه دل نوشت را بشنود
حس می کنی تنهاییم را ؟؟!!

 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
M *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ *** ادبیات 2235

Similar threads

بالا