خودتو با یه شعر وصف کن...!

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بار خدایــــــا!
از کوی تو بیرون نرود پای خیالم
نکند فرق به حالم
نه من آنم که برنجم! نه تو آنی که برانی!
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
زندگی رسمش بی وفایی
اما نمیدونم چرا روی ما ادمها تاثیر گذاشته
ما ادمها هم مثل زندگی بی وفا شدیم
حتی فراموش کردیم وفاداری
این نیست
24 ساعته با یکی باشیم
اینه که وقتی نیست وقتی موقعیت داریم با کس دیگه باشیم
خودمون بریم سراغش بگیم کجایی دلم تنگ شده
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
زدست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
midani har roz entezar sakhte khoda gahe kam miaram hajme tamom deltangimo az in ke har roz be asemanet negah kardam har roz doa kardam v to tanha aramam kardi v man be tanhae ashk narikhtam to kenaram bodi khoda faqat kam avoradam az cheshm entezari az del tangi



آیناز جون... لطفا فارسی بنویس
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

یارانراد

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن ,
کاربر ممتاز
شنبه های بی پناهی؛جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را؛با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی؛باد خواهد برد باری
روی میز خالی من؛صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها؛نامی از ما یادگاری
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
و تـو هـیـچ گـاه نـخـواهـی فـهـمـیـد.

کـه شـب هـا،

آن زمـان کـه بـه خـواب مـی روی

مـن،

هـمـچـنـان گـوشـی تـلـفـن را نـگـه مـی دارم

و بـه هـیـچ صـدایـی کـه نـمـی آیـد...

فـکـر مـی کـنـم!!!

و تـو هـیـچ گـاه نـخـواهـی فـهـمـیـد...



میلاد تهرانی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
من هر هرگاه به سراغ گوشیم میروم
وقتهایی که نشان میدهد پیامی دارم
تنها به امید اینکه تو ان پیام را دادی نگاهش میکنم
اما همیشه تنها با بی حوصلگی جواب میدهم
اخر خیلیوقت میشود
دیگر پیامی نمیدهی زنگی نمیزنی
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تو خیال کردی بری دلم برات تنگ می شه
باغ خونه بی تو خشک و بی رنگ می شه
فکر می کردی که بری دلم پر از رنج و غمه
بعد تو رنگه گلا رنگ سیاه ماتمه
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
خیال میکردم رفتنم برات فرقی نداشته باشه
خیال میکردم برات هیچ اهمیتیندارم
اما بعد رفتنم
تونستم خوب تظاهر کنم
به شادی
به زنده بودن
ولی هیچ فایده ای نداشت این زندگی
برام
هر روز ارزوی مرگ داشتم
تا مبادا کسی من بخواد ازتو جدا کنه
 

یارانراد

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن ,
کاربر ممتاز
اي آسمان و اي زمين اي آفتاب نازنين

اي ماه و اي ستارگان من كيستم من كيستم

اي صاحب دار وجود اي پادشاه فضل و جود

اي از توام نام و نشان من كيستم من كيستم
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هيچکس نـفهميـــــد که « زلـيخـــــــا » مــَـــــــــرد * بـود ....!!

ميــــداني چــــــــــــرا * ؟؟؟

مـــــردانـــگي * ميــخواهـــــد!

مــــــــاندن ، پــاي عشــــــقي که مـُـــدام تـو را پـــس ميــــزنــد.... *.

 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

می خواهـَم ْ ثایت کُنَم
این بـی ♥ تو ♥ بودَن ـها
ذره اـی از عشقـَم کَم ْ نمی کُند ْ !
فقـَط مَرا بیـشْ از پیـشْ تشنه می کُند
تا لبـَریزْ شوَم از گُم شدَن در چارچوب دستانـَت ْ ! !
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
نبودنهایت و بودنهایت فرقی ندارد
اخر همیشه دل تنگ
ان نگاهت هستم
 

daneh jou

عضو جدید
کاربر ممتاز
فقط چند لحظه کنارمبشین ... یه رویایی کوتاه تنها همین ....
ته آرزوهای من این شده ..... ته آرزوهای ما رو ببین ...!!
 

mina12345

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خسته ام از حبس و دیوار و قفس
خسته ام از حجم سنگین نفس

خسته ام از ابر و باران و غبار
از طلوع و از غروب این دیار

خسته ام از خستگی و سادگی
خسته ام از عشق و از دلدادگی
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گـــآهی آدمـ خسته میشه

از آدمــــــــا

از دنیــآ

از خـــودش

از خـــــــــــودش

از خــــــــــــــــــــــــ ــودش!!!
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
میدانی
خسته میشوم
وقتی میبینم
ادمها خوب میتوانند
وعده بدهند
اما هرگز در عمل
نشانش نمیدهند
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

چگونه باورکنم رفتن کسی را که همه کسم بود؟

چگونه بپذیرم که با دیگری پیمان ما شدن میبندد وفارغ از من ویاد من است؟؟؟؟
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پر از یاد توام
پر خاطره
...چشام هر شب از
نبودت پره
اگه قلب من واست میزنه
اگه بی چشات دلم میشکنه
خداحافظ تو
با اینکه هنوزم میمیرم برات
خداحافظ تو
میسوزونتم آتیش خاطرات
خداحافظ تو
تا قلبم به تنهایی عادت کنه
تا اشکم به چشمام خیانت کنه
خداحافظ تو
خداحافظ تو

قرارمون نبود تنها بری تو
قرارمون نبود بی تو بمونم
قرارمون نبود فاصله باشه
قرارمون نبود بی تو بخونم
خداحافظ تو
با اینکه هنوزم میمیرم برات
خداحافظ تو
میسوزونتم آتیش خاطرات
خداحافظ تو
تا قلبم به تنهایی عادت کنه
تا اشکم به چشمام خیانت کنه
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
اخر نفهمیدم
این عشق چیست
روزی هزار بار از عشق میسرایم
اما هنوز نتوانستم خودم را درمان کنم
نمیدانم
این چه بیماریست که دلم را احاطه کرده
هر روز میاید و میرود
اما میدانی
هر بار
با چهره ای جدید میاید
انگاه
قلبم هر روز میشکند
برایش مهم نیست
این دل به حرفش ایمان دارد
تنها میبیند
و میخندد به این دل
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
نمیدانستم
به زودی قرار هست
با دیگری پیمان ببندی
مگر قرارمان را از یاد بردی
دیگر این همه حرف چیست
من بی وفا نیستم
اگر از من خسته شدی
دنبال بهانه بهتری باش
 
آخرین ویرایش:

mina12345

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=times new roman,times,serif]بعضے وقــــت ها ![/FONT]
[FONT=times new roman,times,serif] يـکے طورے مے سوزونتت که هزار نـفر نمے تونن خامـوشت کنن . . [/FONT][FONT=times new roman,times,serif]بعضے وقــت ها ! [/FONT]
[FONT=times new roman,times,serif]يکے طورے خاموشت مے کـنه که هزار نفر نمے تونن روشنت كنن . . [/FONT]
 

امالیا

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شنیده ام سخنی خوش که پیرکنعان گفت

فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر

کنایتی است که از روزگار هجران گفت
فغان که آن مه نامهربان دشمن دوست
بترک صحبت یاران خود چه آسان گفت
من و مقام رضا و بعد ازین و جور رقیب
که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت
نشان یار سفر کرده از که پرسم باز
که هرچه گفت برید صبا پریشان گفت
غم کهن به می سالخورده دفع کنید
که تخم خوشدلی اینست، پیر دهقان گفت
گره به باد مزن گرچه بر مراد رود
که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت
به عشوه ای که سپهرت دهد زراه مرو
تورا که گفت که این زال ترک دستان گفت
مزن زچون و چرا دم که بنده ی مقبل
قبول کرد به جان هرسخن که جانان گفت
که گفت حافظ از اندیشه ی تو آمد باز
من این نگفته ام هرکس که گفت بهتان گفت
 

امالیا

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ای سنگفرش راه که شبهای بی سحر

تک بوسه های پای مرا نوش کرده ای!
ای سنگفرش راه که در تلخی سکوت
آواز گامهای مرا گوش کرده ای
هر رهگذر ز روی تو بگذشت و دور شد

جز من که سالهاست کنار تو مانده ام
بر روی سنگهای تو با پای خسته ... آه!
عمری به خیره پیکر خود را کشانده ام
ای سنگفرش! هیچ در این تیره شام ژرف
آواز آشنای کسی را شنیده ای؟
در جستجوی او به کجا تن کشم، دگر
ای سنگفرش، گمشده ام راندیده ای؟
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
.

.

رفت
تنهایم گذاشت
ان هم به جرم نکرده
هر روز به من گفت سندلم
و من هر روز تا میتوانستم با اینکه قلبم را شکسته بود
به او عشق میورزیدم
اما نمیدید
هر بار گفت تو سنگ دل را دوست دارم
ارام لبخندی میزدم
اما نفهمید با این حرفش
قلبم را بد میشکاند
او هرگز ندید قلب عاشقم را
هرگز خنجر هایی که بخاطرش خوردم را نچشید
هرگز درد دوری را تحمل نکرد
هرگز بی وفییم را ندید
هرگز نگذاشتم کسی دستانم را بگیرد
اما تو به خیالت ان سایه ای که کنارم هست را غریبه ای دیدی
عزیز من او سایه تنهایی من بود
که بعد رفتنت تنها مونس این دل بود
تنها کسی که تنهایش نگذاشت
یادت را نمیدیدی بلکه غریبه را میدیدی
قلبم را شکستی با اشتباه دیگری
و من هنوز چشم به راهت هستم
اینبار ولی میگویم
من هنوز تو سنگ دل را دوست دارم
تا دردی که در این کلام به من دادی را درک کنی
بدان بعد از این تنها میمانم تا برگشت تو
 

امالیا

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نه امشب که هرشب که حالم خرابه
یه جزیره م که دورم یه دریا سرابه
من عادت نکردم به شب های سردم
به اینکه نباشی نه عادت نکردم
قسم خورده بودم اگه از تو جداشم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشـه نمیشــــه
که فکر نباشم نه دیروز و نه فردا... همیشـــــه
قسم خورده بودم اگه از تو جداشم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه امروز و نه فردا همیشه

چقد قصه گفتم که دریا بخوابم
چقد گریه کردم نفهمم سرابه
نفهمم کجامو نفهمم کجایی
چقد با تو بودم تو عین جدایی
قسم خورده بودم اگه از تو جداشم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه امروز و نه فردا همیشه
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
قلبم با شدت میزند
کسی نمیداند در این قلبم چه میگذرد
کسی میداند
وقتی کسی که تمام زندگیت هست
ترکت میکند
باید چگونه کنار امد
باید چگونه اشک هایت را پاک کنی
چه کنم دوباره به دیوار سرد پناه ببرم
تا وقتی بازگشت وباره بگوی چه تو سردی
اما هرگز نمیداند جای اغوش گرم دیگران
دیوار سردی را برگزیدم تا مبادا کسی اشکهایم را پاک کند
جز خودش
اما تنهایم گذاشت
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
صدای پایت که هر لحظه میامد
من بی تاب میشدم
میدانستم تو با من چه کردی
اما نمیدانستم
خیلی ساده ترکم کنی
گفته بودی
تا اخر دنیا کنارم میمانی
اما خیلی راحت ترکم کردی
 

Similar threads

بالا