خودتو با یه شعر وصف کن...!

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز

[FONT=&quot]بیست و چند سال گفتیم و خندیدیم و خنداندیم[/FONT] ..
[FONT=&quot]همیشه آدم سر خوش توی جمع بودیم ،[/FONT]
[FONT=&quot]انگشت ها رو به ما : ( خوش به حالش ، چقدر می خندد و شاده[/FONT] )
[FONT=&quot]اما در کنج تنهایی هایمان ، بغضهایمان را چال می کردیم ،[/FONT]
... [FONT=&quot]درد هایمان را در یک دفتر با خودکار سیاه نوشتیم[/FONT] ...
[FONT=&quot]خاطره های خودمان را با رقصاندن کلمات باز گو کردیم ،[/FONT]
[FONT=&quot]خواندند و گفتند : چه شعر تلخ و قشنگی[/FONT] ...!!
[FONT=&quot]خم به ابرو نیاوردیم ،[/FONT]
[FONT=&quot]تب کردند و برایشان مردیم ،[/FONT]
[FONT=&quot]خودمان نبودیم و یادشان بودیم ،[/FONT]
[FONT=&quot]با تو خندیدم و تنها گریه کردم[/FONT]...
[FONT=&quot]این را از من داشته باش[/FONT]:
[FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]آنهایی که بلند می خندد ، بی صدا گریه می کنند[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
بارانی شده ام میدانی انگاه که عاشقت شدم از باران میخواهم هر روز ببارد تا زیر باران صدایت بزنم
باران را دوست دارم چون تو را به یادم میاورد
 

یارانراد

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن ,
کاربر ممتاز
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
 

امالیا

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
قاصدک در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید
که دروغی تو دروغ که فریبی تو فریب

قاصدک هان!ولی ... آخر ... ای وای

راستی آیا رفتی با باد!؟

با توام ، آی کجا رفتی!؟ آی!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز!؟

مانده خاکستر گرمی جایی!؟

در اجاقی طمع شعله نمی بندم

خردک شرری هست هنوز!؟

قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز، در دلم می گریند!
 

امالیا

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
با توام با تو خدا
يك كمي معجزه كن
چند تا دوست برايم بفرست
پاكتي از كلمه
جعبه اي از لبخند
نامه اي هم بفرست

*
كوچه هاي دل من

باز خلوت شده است
قبل از اينكه برسم
دوستي را بردند
يك نفر گفت به من
باز دير امده اي
دوست قسمت شده است


با توام با تو خدا
يك دل قلابي
يك دل خيلي بد
چقدر مي ارزد؟
من كه هر جا رفتم
جار زدم:
شده اين قلب حراج
بدويد
يك دل مجاني
قيمتش يك لبخند
به همين ارزاني

*
هيچ وقت اما

هيچ كس قلب مرا قرض نكرد
هيچ كس دل نخريد

*
با توام با تو خدا

پس بيا اي دل من مال خودت
من كه ديگر رفتم اما
ببر اين دل را دنبال خودت

 

DOZI

اخراجی موقت
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
دلم پر از گلایه ها ، تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکن . . .
 
  • Like
واکنش ها: RZGH

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
در عاشقی هنوز در اول راهم
اما چه زود پیر شدم بدون انکه بدانم عاشقی زیباست
 

masoomeh.bnv

عضو جدید
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم .
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
در وجودم اتشیست
در دلم نگرانی وصف ناشدنی لانه کرده
در افکارم پریشانیست
اگر صدای باد را میتوانستم بشنوم از باد میخواستم خبری از تو برایم بیاورد
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلم یک سیلی محکم می خواهد !
بزن!
.......
به خاطر اشتباهات نکرده ام
صورتم از سیلی سرخ شود
بهتر از آن است که بدنم از سردی نگاهت کبود
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دفتر عمر مرا
دست ايام ورقها زده است
زير باران غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشكست
در خيالم اما
همچنان روز نخست
تويي آن قامت بالنده هنوز

 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من دلم گرفته ، هر چه می روم نمی رسم

رد پای دوست

کوچه باغ عشق

سایبان زندگی کجاست ؟


محمد رضا عبدالملکیان
حِــس نمے شـَــم


خستـه هــم نمے شـَــم




مـــــَــــــــن


رفیــقِِ نیمـه راه نیسَــم نا رفیــق
 
  • Like
واکنش ها: RZGH

Paydar91

کاربر فعال تالار مهندسی برق ,
کاربر ممتاز
بی نیاز و تنها باش....
تشنه باش و دریا باش...
فاغ از من و ما باش...
هم پیاله ما باش....
 
  • Like
واکنش ها: RZGH

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلتنگی هایم را
مگر جز تو بهانه ایی میشود؟
به دلنگیر مهربان
من اینجا از بس تنهایم
تو را بهانه میگیرم
تو با خیال راحت
به خیالهایت برس
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
دلم همچون چشمانم بارانیست تنها از جنس خون
میخواهم از درد فریاد بزنم ولی بغضم نمیگذارد
میخواهم تنها بی صدا اشک بریزم
 

منزه

عضو جدید
اشکی که بی صداست

پشتی که بی پناست

دستی که بسته است

پايی که خسته است

دل را که عاشق است

حرفی که صادق است

شعری که بی بهاست

شرمی که آشناست

دارايی من ارزانی شماست


:)

بنده خوشبخت خدا
 

nazanin jamshidi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
زیبای نازنین نیستی که ببینی

این روزهااز میان تمام آلات موسیقی دلم فقط شور میزند


درحالیکه من عاشق گیتارم!
 

nazanin jamshidi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
می بارم
تا دنیا دنیاست
اما اینبار
نه برای جوانه های منتظر
و نه برای لبهای خشکیده زمین
این بار
فقط به هوای تو
به هوای خودم
می بارم
بی خیال اینکه اسمان ابیست
بی خیال اینکه اسمان ابی را دوست دارند
به هوای تو
اسمان را چنگ میزنم
انقدر می بارم
تا لبریز شوی
اما
نکندروزی..

روزگاری
از من خسته شوی
زیر چتر بروی
من بارانم
پاک و ساده
با من مثل خودم باش
زلال و جاری
می بارم
نفس به نفس
به هوایت جاری می شوم
:heart:



 

...SPARTACUS

عضو جدید
کاربر ممتاز
..Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ….... :)gol:)......……`’•,:)heart:),•’ .........…:)gol:).....Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
۝http://www.www.www.iran-eng.ir/images/smilies/new/93.gif
هفت خطّ جام را پر کن که دل پر شد ز غم
پرده ي چشمم چرا پوشيده شد از اشک و نَم؟
از خدا گويم و يا از دل بگويم واي واي
انفجار بغضم و صدگريه همچون هاي هاي
:cry:


:redface:.
.
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ….... :)gol:)......……`’•,:)heart:),•’ .........…:)gol:).....Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

 
آخرین ویرایش:

*moonlight girl*

عضو جدید
کاربر ممتاز
نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند
 

...SPARTACUS

عضو جدید
کاربر ممتاز
حال و احوال این روزهایم

قاصدکی را می ماند

که دلش نه به باد

و نه حتی به نسیم,

که به یک فوت خوش است

بگذارید برود....


 

*moonlight girl*

عضو جدید
کاربر ممتاز
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
 

...SPARTACUS

عضو جدید
کاربر ممتاز
دلم گرفته است ...نه اینکه کسی کاری کرده باشد نه ...

من آنقدر آدم گریز شده ام که

کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد

دلم گرفته است که آنچه هستم را دوست دارم

و آنچه هستند را میپذیرم

و آنچه هستم را نمی فهمند

دنیا هم به رویش نمی آورد این تناقض را

پرم از رفت و آمد انسان هایی که گمشده ای دارند

و آدم به آدم نشانی اش را میگیرند!!

خستم از این دنیایم.............!
 

...SPARTACUS

عضو جدید
کاربر ممتاز
قصد دارم بنوازم این بار
تو در آغوش منی
مثل دو تار ...
حرجی نیست به این حال خراب
چه کسی گفت « فَرَج» بین ستون ها جاری است ؟
انتظار تو دگر اجباری است !
من همین لحظه تو را در بندم
در به روی همه پس
می بندم
زخم خود را کندم
پاره شد لبخندم
چه کسی گفت « جراحت» خوب است ؟
زخم من
مملکت محبوب است
آسمان سینه ی سوراخ من است
من
کماکان به غمت معترضم
درک این دایره را می کوبم
همه جا دیوار است
همه جا بن بست است
دست من هم
بسته است
پا به پایت بخدا می لنگم
من پی آهنگم
تا ابد
تا لب گور
تا دم در
تا دم دار
تو در آغوش منی مثل دو تار
شب دراز است و
قلندر بیدار !
 

*moonlight girl*

عضو جدید
کاربر ممتاز
.دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایمزدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم . . .
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
این روزها دلم اصرار دارد

فریاد بزند؛

اما . . .

من جلوی دهانش را می گیرم،

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!

... این روزها من . . .

خدای سکوت شده ام؛

خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،

خط خطی نشود . . .!!!

 
  • Like
واکنش ها: RZGH

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
حکایت من

حکایت کسی است که

عاشق دریا بود اما قایق نداشت.

دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت.

زخم داشت اما ننالید.

زجر کشید اما ننالید.

حکایت من

حکایت چوپان بی گله و شتر بی ساربان است.

حکایت کسی که

پر از فریاد بود

اما

سکوت کرد

تا همه ی

صداها را

بشنود....

 

Similar threads

بالا