چه رنجی میکشد ، آنکس که انسان است

abbas67set

عضو جدید
خدا یا کفر نمی گویم!​
پریشانم​
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!​
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی​
خداوندا!​
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی​
لباس فقر پوشی​
غرورت را برای ‌تکه نانی​
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌​
و شب آهسته و خسته​
تهی‌ دست و زبان بسته​
به سوی ‌خانه باز آیی​
زمین و آسمان را کفر می‌گویی​
می‌گویی؟!​
خداوندا!​
اگر در روز گرما خیز تابستان​
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی​
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری​
و قدری آن طرف‌تر​
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌​
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد​
زمین و آسمان را کفر می‌گویی​
نمی‌گویی؟!​
خداوندا!​
اگر روزی‌ بشر گردی‌​
ز حال بندگانت با خبر گردی‌​
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت​
خداوندا تو مسئولی​
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن​
در این دنیا چه دشوار است​
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!


اگه خوب بود بزن رو تشکر​
 

Similar threads

بالا