onia$
دستیار مدیر تالار مدیریت
توسعه صادرات، بازاريابي و فروش در صنعت موادغذايي
[h=1]عوامل درون سازماني موثر بر صادرات[/h]
مهدي خليلي*
امروزه صادرات فرآوردههاي صنایع غذایی به عنوان صنایعی وابسته به بخش کشاورزي، نقش مهمی در ارزآوري کشور ایفا میکند. صنایع غذایی و تبدیلی به عنوان صنایعی وابسته به محصولات کشاورزي از جمله مهمترین گروههاي صنعتی است که میتواند در توسعه اقتصادي کشورها به ویژه کشورهاي در حال توسعه نقش کارآمدي ایفا کند. از دلایل این امر، ارزان بودن مواد خام محصولات کشاورزي، وجود نیروي کار ارزان، سرمایهگذاري و ارزبري کم مورد نیاز این محصولات است.
میزان صادرات، نسبت به شاخص قیمت مواد خوراکی نیز کششپذیر است که مقدار این كشش برابر 19/3 است که بیان میکند با افزایش یک درصدی در شاخص قیمت مواد خوراكي، ميزان صادرات 19/3 درصد افزایش مییابد.
ميزان صادرات همچنين نسبت به ميزان سرمايهگذاري در كارگاههاي بزرگ صنايع غذایي، كششپذير است كه اين مقدار كشش برابر 74/1 است.
به اين معني كه با افزايش يك درصد سرمايهگذاري در صنايع غذایي، ميزان صادرات فرآوردههاي اين صنايع 74/1 درصد افزايش مييابد. با افزايش سرمايهگذاري و بهموازات آن پيشرفت فناوري، اين صنايع از حالت سنتي و مقياس كوچك كه كارآيي اقتصادي كمتري دارند، خارج شده توان توليدي آنها افزايش مييابد كه در نتيجه آن ميتوانند فرآوردههايي با كيفيت و تنوع بيشتر توليد كرده و از اين طریق، راه را در صحنه رقابت جهاني باز كنند.
با توجه به اينكه مقدار صادرات فرآوردههاي صنايع غذايي با شاخص قيمت مواد غذایی رابطهاي مستقيم و كششپذير دارد، پيشنهاد ميشود كه با اعمال سياستهاي مناسب در زمينه قيمتگذاري و توليد فرآوردههاي صنايع غذایی از اين فعاليتها حمايت شود.
***
در راستاي كمك به توسعه صادرات و بازاريابي و فروش صادراتي در قلمرو صنعت مواد غذايي، عواملی چون نگرش در سطح مديران ارشد سازمان، تجربه صادراتي، تخصص، مشكلات صادراتي، مزيتهاي رقابتي، تعهد صادراتي، مديريت بازاريابي، تبليغات خارجي و... مورد بررسي قرارگرفتهاند.
بهطور کلی هدف شركتهاي صادراتي از عرضه كالاها به بازارهاي خارجي، كسب سود، درآمد مستمر و افزايش رقابتپذيري در طول زمان است و برخورداري از مزاياي نوسانات ارزي و تبادلات بازرگاني تجارت بينالملل در جهت سهولت دسترسي به بازارهاي تامين احتياجات توليدي و تجاري کمککننده است.
امروزه هيچ كشوري در جدايي كامل از كشورهاي ديگر نميتواند به بقای خود ادامه دهد و برای موفقيت در فعاليت صادرات رعايت مفاهيم نظري و كاربردي الزامي است.
مباني نظري
نگرش: عبارت است از ترکیبی از باورها و هیجانهایی که شخص را پیشاپیش آماده میکند تا به افراد، اشیا و گروههای مختلف به شیوه مثبت یا منفی نگاه کند. نگرش حالتي ذهني و دروني است، بنابراين تشخيص نادرست بودن آن به سادگي ممكن نيست نگرش واقعيت هركس را برملا ميكند و به شکل رفتار و حركات ظاهر میشود.
در موردنگرش افراد سه نکته لازم به ذکر است:
الف - نگرش انسان، با استعداد و ظرفيت او رابطه مستقيم دارد.
ب - گرچه نگرش در ابتدا پنهان است ولی در دراز مدت قابل پرده پوشي نيست. چون انسان نمي تواند برای مدت طولانی درون متلاطم و بيرون آرام را تحمل کند و بالاخره بروز میدهد.
ج- نوع نگرش افراد برای بعضی افراد فرصت است و برای برخی مشکل.
حمايت مديريت به تمايل مديران براي تسهيل و ارتقاي فعاليت كارآفريني در سازمان ارجاع داده ميشود. بر اساس اين نظريات حمايت ميتواند اشكال مختلفي داشته باشد، شامل پذيرش ايده، فراهم كردن منابع يا تخصصهاي ضروري، يا نهادينهسازي فعاليت كارآفريني درون سيستمها و فرآيندهاي شركت.
كارآفرين سازماني: بهعنوان يكي از مهمترين اشكال تجديد استراتژيك سودآوري، نوآوري و رشد سازمانها است.
به عقیده گاس و جينسبرگ (1990) كارآفريني سازماني شامل 2 نوع پديده و فرآيند است: تولد كسبوكار جديد درون سازمانهاي موجود، به اين معني كه نوآوري يا سرمايهگذاري دروني انجام ميگيرد. انتقال و تحول سازمانها از طريق تجديد نظر در ايدههاي كليدي كه آنها ساختهاند، به اين معني كه تجديد بنا استراتژيك صورت ميگيرد.
انعطافپذيري: كوكاليس (1989) معتقد است كه شركتهاي موجود در محيطهاي پيچيده نيازمند سيستم برنامهريزي منعطفتري به خاطر فراواني تغييراتي كه در محيطشان اتفاق ميافتد، هستند.
تجربه صادراتي: افزايش تجربه صادراتي افراد مزايايي به شرح زير خواهد داشت:
• افزايش اطمينان از فعاليتهاي صادراتي
• درك بهتر از مكانيزم بازار خارجي
• ايجاد شبكه ارتباطات وسيع با مشتريان
• شناخت فرهنگ بازار هدف و زبان ارتباط
• نياز به دانش رويه گردش كار در بين سازمانهاي درگير در امر صادرات
• وجود افراد باتجربه در مديريت اجرایي فرآيند صادرات كه فاقد هيجان در مذاكرات تجاري بوده و از سوي ديگر داراي مديريت راهبردي و توانایي راهبري پرسنل و حوزه كاري دارند.
بازاريابي صادراتي: بازاريابي صادراتي شامل همه آن فعاليتهاي بازاريابي ميشود كه شركت براي عرضه محصولاتش بيرون از بازارهاي داخلي انجام ميدهد.
بازاريابي بينالمللي: عبارت است از بازاريابي كالا و خدمات از يك كشور به كشوري ديگر، بازاريابي داخلي و خارجي، داراي تفاوتهایي هستند كه از جمله مي توان به تفاوتهاي محيطي در زمينههاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي اشاره کرد. تفاوتهاي موجود در محيط طبيعي، فرهنگ، منابع و تكنولوژي، نيازهاي توليد و خدماتي متفاوتي را ايجاد ميكند. از آنجا كه براي يك بنگاه اقتصادي رفع تمام نيازهاي مصرفكنندگان امكانپذیر نيست، بنابراین مدير بازاريابي بايد فرصتهاي موجود را از طريق تقسيم بازار، تجزيه و تحليل كند تا بتواند كالا و خدمات مورد نياز مصرفكنندگان مورد نظر را با توجه به منافع خود تامين كند.
سه عامل موثر جهت مشاركت در امر بازاريابي بينالملل عبارتند از :
1) تحصيلات (دانش مديريت بازرگاني بينالملل و مديريت محصول و... )
2) تجربه: تجربهاي كه كارآفرينها و كارمندان دولتي از مسافرتهاي خارج از كشور بهدست ميآورند.
3) قدرت تشريح كانالها و ايجاد كانالهاي توزيع و فروش.
در نهايت هر کسبوکاری باید توان ايجاد كانال صادرات مستقيم جهت برخورداري از 2 مزيت عمده صادرات مستقيم به شرح زير را داشته باشد:
1- شناخت دقیق بازارهاي صادراتي.
2- افزايش سودآوري صادراتي از طريق جذب قسمتي از سود ناخالص.
3- رفع هزينههاي ناشي از ظرفيتهاي بلا استفاده و متحمل به شركت.
صادركنندگاني كه استراتژي كانال مستقيم را به كار ميبرند، ميتوانند اطلاعات زيادي را از بازار جمعآوري كنند و نسبت به تغييرات بازار صادراتي سريع عكسالعمل نشان دهند. به همين منظور وجود مديريت استراتژيك و كم بودن سطوح تصميمگيري در تعيين بهترين راهكار صادراتي از اهميت بسزایي برخوردار است.
تبليغات خارجي: صادركنندگاني كه تعهد بيشتري به بازارهاي صادراتي خود دارند، سطوح بالاتري از هزينههاي تبليغات را متحمل ميشوند و عملكرد بالاتري را به دست ميآورند. بنابراين هزينه تبليغات خارجي صادركنندگان به طور مثبت عملكرد صادراتي را تحت تاثير قرار خواهد داد. درخصوص تبليغات نياز است تا از فاكتورها و عناصر فرهنگي بازار هدف بهرهبرداري شود.
مزيتهاي رقابتي: مجموعهای از تواناییهای منحصربهفرد یک واحد اقتصادی است که اجازه نفوذ به بازارهای دلخواه و برتری بر رقبا را برای آن واحد فراهم میآورد. برای تعریف مزیت رقابتی یک واحد اقتصادی، مدیریت باید یک ارزیابی کامل از محیط داخلی و خارجی واحدش به عمل آورد. شرکتها در زمینههای تکنولوژی، سرعتدهي زمان ورود محصول به بازار (مديريت توزیع محصول) میتوانند نسبت به رقبای خود، مزیت رقابتی داشته باشند.
ريسك تجاري: ريسك ناشي از انجام تجارت و كسبوكار در يك صنعت خاص يا يك محيط خاص را ريسك تجاري ميگويند. به عبارت ديگر ريسك تجاري را در ناتواني يك شركت در پايداري صحنه رقابت يا درحفظ نرخ رشد يا ثبات ميزان سوددهي در كوتاهمدت يا بلندمدت ميتوان تعريف كرد. در چنين حالتي ميزان سود تقسيمي شركت كاهش مييابد و اين كار بر بازدهي و تغييرپذيري بازدهي سالانه آثار نامطلوبي ميگذارد.
نگراني نسبت به وقايع غيرمنتظره: صنايع مختلف و شركتهاي آن تحت تاثير شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و حتي جغرافيايي داخلي و خارجي ميتواند دچار رونق و ركود شود. براي مثال در صورت بهبود قيمت جهاني نفت، صنايع وابسته به فرآوردههاي نفتي، تحت تاثير قرار گرفته و سهام آن دچار رونق ميشود يا در صورت بروز خشكسالي، صنايع وابسته به محصولات كشاورزي تحت تاثير قرار گرفته و سهام آنها دچار ركود خواهد شد. بنابراين هرچه ميزان وابستگي توليد يك شركت به عوامل خارجي بيشتر باشد، ريسك سرمايهگذاري در آن شركت افزايش مييابد.
وجود توان و تحمل مالي در شروع فعاليت تجاري صادراتي از اهميتي برخوردار است كه ميتواند عامل گذر از شرايط پرتنش اولیه باشد و تحمل مالي بنگاه در ايجاد و راهاندازي فعاليتهاي صادراتي سبب توجه رو به جلو اعضای تيم و متوليان صادراتي خواهد شد.
حال شما بهعنوان یک کارآفرین یا مدیر یک کسبوکار میتوانید با پاسخ به سوالات زیر توان صادراتی و مزیت خود را برای پیوستن به این بازار سودمند بسنجید:
- ساختار سازماني خود را تشريح كنيد؟
- جريان ايجاد فروش صادراتشان را تشريح كنيد؟
- از چه تخصصهايي در سازمان خود بهرهمند هستيد؟
- پبشينه و تجارب كاري مديريت سازمان چیست؟
- آيا سازمان اهميتي به تحقيقات بازار بينالملل ميدهد؟
- توان بازرگاني شركت به چه ميزان است؟
- نحوه زنجيره تامين شركت چگونه است؟ آيا توليدكننده هستيد؟ يا توليدكننده واسطه داريد و نحوه قرارداد فيمابين چگونه است؟
- آيا نگرش استراتژيك مالي صادراتي منفك شده از استراتژي مالي داخلي داريد؟
*mkhalili@golestan.com
[h=1]عوامل درون سازماني موثر بر صادرات[/h]

مهدي خليلي*
امروزه صادرات فرآوردههاي صنایع غذایی به عنوان صنایعی وابسته به بخش کشاورزي، نقش مهمی در ارزآوري کشور ایفا میکند. صنایع غذایی و تبدیلی به عنوان صنایعی وابسته به محصولات کشاورزي از جمله مهمترین گروههاي صنعتی است که میتواند در توسعه اقتصادي کشورها به ویژه کشورهاي در حال توسعه نقش کارآمدي ایفا کند. از دلایل این امر، ارزان بودن مواد خام محصولات کشاورزي، وجود نیروي کار ارزان، سرمایهگذاري و ارزبري کم مورد نیاز این محصولات است.
میزان صادرات، نسبت به شاخص قیمت مواد خوراکی نیز کششپذیر است که مقدار این كشش برابر 19/3 است که بیان میکند با افزایش یک درصدی در شاخص قیمت مواد خوراكي، ميزان صادرات 19/3 درصد افزایش مییابد.
ميزان صادرات همچنين نسبت به ميزان سرمايهگذاري در كارگاههاي بزرگ صنايع غذایي، كششپذير است كه اين مقدار كشش برابر 74/1 است.
به اين معني كه با افزايش يك درصد سرمايهگذاري در صنايع غذایي، ميزان صادرات فرآوردههاي اين صنايع 74/1 درصد افزايش مييابد. با افزايش سرمايهگذاري و بهموازات آن پيشرفت فناوري، اين صنايع از حالت سنتي و مقياس كوچك كه كارآيي اقتصادي كمتري دارند، خارج شده توان توليدي آنها افزايش مييابد كه در نتيجه آن ميتوانند فرآوردههايي با كيفيت و تنوع بيشتر توليد كرده و از اين طریق، راه را در صحنه رقابت جهاني باز كنند.
با توجه به اينكه مقدار صادرات فرآوردههاي صنايع غذايي با شاخص قيمت مواد غذایی رابطهاي مستقيم و كششپذير دارد، پيشنهاد ميشود كه با اعمال سياستهاي مناسب در زمينه قيمتگذاري و توليد فرآوردههاي صنايع غذایی از اين فعاليتها حمايت شود.
***
در راستاي كمك به توسعه صادرات و بازاريابي و فروش صادراتي در قلمرو صنعت مواد غذايي، عواملی چون نگرش در سطح مديران ارشد سازمان، تجربه صادراتي، تخصص، مشكلات صادراتي، مزيتهاي رقابتي، تعهد صادراتي، مديريت بازاريابي، تبليغات خارجي و... مورد بررسي قرارگرفتهاند.
بهطور کلی هدف شركتهاي صادراتي از عرضه كالاها به بازارهاي خارجي، كسب سود، درآمد مستمر و افزايش رقابتپذيري در طول زمان است و برخورداري از مزاياي نوسانات ارزي و تبادلات بازرگاني تجارت بينالملل در جهت سهولت دسترسي به بازارهاي تامين احتياجات توليدي و تجاري کمککننده است.
امروزه هيچ كشوري در جدايي كامل از كشورهاي ديگر نميتواند به بقای خود ادامه دهد و برای موفقيت در فعاليت صادرات رعايت مفاهيم نظري و كاربردي الزامي است.
مباني نظري
نگرش: عبارت است از ترکیبی از باورها و هیجانهایی که شخص را پیشاپیش آماده میکند تا به افراد، اشیا و گروههای مختلف به شیوه مثبت یا منفی نگاه کند. نگرش حالتي ذهني و دروني است، بنابراين تشخيص نادرست بودن آن به سادگي ممكن نيست نگرش واقعيت هركس را برملا ميكند و به شکل رفتار و حركات ظاهر میشود.
در موردنگرش افراد سه نکته لازم به ذکر است:
الف - نگرش انسان، با استعداد و ظرفيت او رابطه مستقيم دارد.
ب - گرچه نگرش در ابتدا پنهان است ولی در دراز مدت قابل پرده پوشي نيست. چون انسان نمي تواند برای مدت طولانی درون متلاطم و بيرون آرام را تحمل کند و بالاخره بروز میدهد.
ج- نوع نگرش افراد برای بعضی افراد فرصت است و برای برخی مشکل.
حمايت مديريت به تمايل مديران براي تسهيل و ارتقاي فعاليت كارآفريني در سازمان ارجاع داده ميشود. بر اساس اين نظريات حمايت ميتواند اشكال مختلفي داشته باشد، شامل پذيرش ايده، فراهم كردن منابع يا تخصصهاي ضروري، يا نهادينهسازي فعاليت كارآفريني درون سيستمها و فرآيندهاي شركت.
كارآفرين سازماني: بهعنوان يكي از مهمترين اشكال تجديد استراتژيك سودآوري، نوآوري و رشد سازمانها است.
به عقیده گاس و جينسبرگ (1990) كارآفريني سازماني شامل 2 نوع پديده و فرآيند است: تولد كسبوكار جديد درون سازمانهاي موجود، به اين معني كه نوآوري يا سرمايهگذاري دروني انجام ميگيرد. انتقال و تحول سازمانها از طريق تجديد نظر در ايدههاي كليدي كه آنها ساختهاند، به اين معني كه تجديد بنا استراتژيك صورت ميگيرد.
انعطافپذيري: كوكاليس (1989) معتقد است كه شركتهاي موجود در محيطهاي پيچيده نيازمند سيستم برنامهريزي منعطفتري به خاطر فراواني تغييراتي كه در محيطشان اتفاق ميافتد، هستند.
تجربه صادراتي: افزايش تجربه صادراتي افراد مزايايي به شرح زير خواهد داشت:
• افزايش اطمينان از فعاليتهاي صادراتي
• درك بهتر از مكانيزم بازار خارجي
• ايجاد شبكه ارتباطات وسيع با مشتريان
• شناخت فرهنگ بازار هدف و زبان ارتباط
• نياز به دانش رويه گردش كار در بين سازمانهاي درگير در امر صادرات
• وجود افراد باتجربه در مديريت اجرایي فرآيند صادرات كه فاقد هيجان در مذاكرات تجاري بوده و از سوي ديگر داراي مديريت راهبردي و توانایي راهبري پرسنل و حوزه كاري دارند.
بازاريابي صادراتي: بازاريابي صادراتي شامل همه آن فعاليتهاي بازاريابي ميشود كه شركت براي عرضه محصولاتش بيرون از بازارهاي داخلي انجام ميدهد.
بازاريابي بينالمللي: عبارت است از بازاريابي كالا و خدمات از يك كشور به كشوري ديگر، بازاريابي داخلي و خارجي، داراي تفاوتهایي هستند كه از جمله مي توان به تفاوتهاي محيطي در زمينههاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي اشاره کرد. تفاوتهاي موجود در محيط طبيعي، فرهنگ، منابع و تكنولوژي، نيازهاي توليد و خدماتي متفاوتي را ايجاد ميكند. از آنجا كه براي يك بنگاه اقتصادي رفع تمام نيازهاي مصرفكنندگان امكانپذیر نيست، بنابراین مدير بازاريابي بايد فرصتهاي موجود را از طريق تقسيم بازار، تجزيه و تحليل كند تا بتواند كالا و خدمات مورد نياز مصرفكنندگان مورد نظر را با توجه به منافع خود تامين كند.
سه عامل موثر جهت مشاركت در امر بازاريابي بينالملل عبارتند از :
1) تحصيلات (دانش مديريت بازرگاني بينالملل و مديريت محصول و... )
2) تجربه: تجربهاي كه كارآفرينها و كارمندان دولتي از مسافرتهاي خارج از كشور بهدست ميآورند.
3) قدرت تشريح كانالها و ايجاد كانالهاي توزيع و فروش.
در نهايت هر کسبوکاری باید توان ايجاد كانال صادرات مستقيم جهت برخورداري از 2 مزيت عمده صادرات مستقيم به شرح زير را داشته باشد:
1- شناخت دقیق بازارهاي صادراتي.
2- افزايش سودآوري صادراتي از طريق جذب قسمتي از سود ناخالص.
3- رفع هزينههاي ناشي از ظرفيتهاي بلا استفاده و متحمل به شركت.
صادركنندگاني كه استراتژي كانال مستقيم را به كار ميبرند، ميتوانند اطلاعات زيادي را از بازار جمعآوري كنند و نسبت به تغييرات بازار صادراتي سريع عكسالعمل نشان دهند. به همين منظور وجود مديريت استراتژيك و كم بودن سطوح تصميمگيري در تعيين بهترين راهكار صادراتي از اهميت بسزایي برخوردار است.
تبليغات خارجي: صادركنندگاني كه تعهد بيشتري به بازارهاي صادراتي خود دارند، سطوح بالاتري از هزينههاي تبليغات را متحمل ميشوند و عملكرد بالاتري را به دست ميآورند. بنابراين هزينه تبليغات خارجي صادركنندگان به طور مثبت عملكرد صادراتي را تحت تاثير قرار خواهد داد. درخصوص تبليغات نياز است تا از فاكتورها و عناصر فرهنگي بازار هدف بهرهبرداري شود.
مزيتهاي رقابتي: مجموعهای از تواناییهای منحصربهفرد یک واحد اقتصادی است که اجازه نفوذ به بازارهای دلخواه و برتری بر رقبا را برای آن واحد فراهم میآورد. برای تعریف مزیت رقابتی یک واحد اقتصادی، مدیریت باید یک ارزیابی کامل از محیط داخلی و خارجی واحدش به عمل آورد. شرکتها در زمینههای تکنولوژی، سرعتدهي زمان ورود محصول به بازار (مديريت توزیع محصول) میتوانند نسبت به رقبای خود، مزیت رقابتی داشته باشند.
ريسك تجاري: ريسك ناشي از انجام تجارت و كسبوكار در يك صنعت خاص يا يك محيط خاص را ريسك تجاري ميگويند. به عبارت ديگر ريسك تجاري را در ناتواني يك شركت در پايداري صحنه رقابت يا درحفظ نرخ رشد يا ثبات ميزان سوددهي در كوتاهمدت يا بلندمدت ميتوان تعريف كرد. در چنين حالتي ميزان سود تقسيمي شركت كاهش مييابد و اين كار بر بازدهي و تغييرپذيري بازدهي سالانه آثار نامطلوبي ميگذارد.
نگراني نسبت به وقايع غيرمنتظره: صنايع مختلف و شركتهاي آن تحت تاثير شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و حتي جغرافيايي داخلي و خارجي ميتواند دچار رونق و ركود شود. براي مثال در صورت بهبود قيمت جهاني نفت، صنايع وابسته به فرآوردههاي نفتي، تحت تاثير قرار گرفته و سهام آن دچار رونق ميشود يا در صورت بروز خشكسالي، صنايع وابسته به محصولات كشاورزي تحت تاثير قرار گرفته و سهام آنها دچار ركود خواهد شد. بنابراين هرچه ميزان وابستگي توليد يك شركت به عوامل خارجي بيشتر باشد، ريسك سرمايهگذاري در آن شركت افزايش مييابد.
وجود توان و تحمل مالي در شروع فعاليت تجاري صادراتي از اهميتي برخوردار است كه ميتواند عامل گذر از شرايط پرتنش اولیه باشد و تحمل مالي بنگاه در ايجاد و راهاندازي فعاليتهاي صادراتي سبب توجه رو به جلو اعضای تيم و متوليان صادراتي خواهد شد.
حال شما بهعنوان یک کارآفرین یا مدیر یک کسبوکار میتوانید با پاسخ به سوالات زیر توان صادراتی و مزیت خود را برای پیوستن به این بازار سودمند بسنجید:
- ساختار سازماني خود را تشريح كنيد؟
- جريان ايجاد فروش صادراتشان را تشريح كنيد؟
- از چه تخصصهايي در سازمان خود بهرهمند هستيد؟
- پبشينه و تجارب كاري مديريت سازمان چیست؟
- آيا سازمان اهميتي به تحقيقات بازار بينالملل ميدهد؟
- توان بازرگاني شركت به چه ميزان است؟
- نحوه زنجيره تامين شركت چگونه است؟ آيا توليدكننده هستيد؟ يا توليدكننده واسطه داريد و نحوه قرارداد فيمابين چگونه است؟
- آيا نگرش استراتژيك مالي صادراتي منفك شده از استراتژي مالي داخلي داريد؟
*mkhalili@golestan.com