آفاق

مآه

کاربر بیش فعال
می‌دانم شب است،
کسی از شب بدی نخواهد دید.
اما من خوابم نمی‌آید،
دیریست که خوابم نمی‌آید.

گاهی اوقات
از آن هزاره‌های دور،
یک دقیقه آبی می‌آید
و مرا به مکث مشترکمان
گره می‌زند.

هی می‌روم به فکر،
شاید آب از آب تکانی خورد؛
اما باد از پنجره می آید،
دوری می‌زند از بی‌راهیِ خویش
و باز می‌گردد و باز من،
هیچ پیغامی برای شبِ بلند ندارم...
 

مآه

کاربر بیش فعال
mamihlapinatapai
در کتاب گینس به عنوان سخت ترین معنی ثبت شده!
معنی این کلمه یعنی نگاﻫی که دو نفر به یکدیگر می کنند،
ﻫنگامی که انتظار دارند،فرد مقابل حرف دلش را بزند اما ﻫیچ کدام حرفی نمی زنند
!
 

مآه

کاربر بیش فعال
چه چشمانی داشتی یار
که با هر باراني
یاد چشمان تو می‌افتادم
در آن روز بارانی
حتی پلک نزده بودم،
که مبادا همان ثانیه‌ای که چشمانم را میبندم ،
تو از پیش چشمانم بروی و با قطرات باران یکی شوی ،
به باران گفته بودم تو را از من نگیرد ،
ابرهایش برهم برخورد کردند ،
و عصبی شدند
و باران تو را از من گرفت ،
و حالا هر سال می‌بارد،
درست همان ثانیه‌ای که چشمانم را بستم ،
و بجای عطوفت گرمای دستانت ،
سرمای قطرات باران بر دستانم حس میشد ،
باران درست در همان روز شوم میبارد،
بر همان زمین برهوتی که تو را از من گرفت میبارد،
و من همان زمین را بوییدم،
و مانند گاوی آن را چریدم ،
آنقدر باران بارید ،
که کاکتوس هم تمام شکوفه‌هایش رویید،
دانه برنج رویید،
درخت کاج میوه‌ داد ،
گندم زاران و علوفه زاران سر سبز شدند،
اما باران تو را بر من هدیه نداد ،‌
هیچ‌گاه،
حتی بوییت را با خودش برد،
اما یادت را از ذهنم نتوانست پاک کند.
 

مآه

کاربر بیش فعال
پنجه‌ی مریم
رُسته در شکاف صخره‌ای
این همه رنگ از کجا آورده‌ای تا بشکوفی ؟
ساقه‌ای چنین از کجا آورده‌ای
تا بر آن تاب خوری ؟
قطره‌قطره خون از سر صخره‌ها گرد آورده‌ام
از گلبرگ‌هاى سرخ دستمالى بافته‌ام
و اكنون
آفتاب خرمن می‌كنم...
 
بالا