موی سپید و توی آینه دیدم ، آهی بلند از ته دل کشیدم
تازیر لب شکوه رو کردم آغاز ، عقل هی ام زد که خودت رو نباز
عشق باید پا درمیونی کنه تا آدم احساس جوونی کنه
رفته بودم تا مثل یک کبوتر ، باز کنم تو آسمون بال و پر
دیدم که شوقی ندارم به پرواز ، عقل هی ام زد که خودت رو نباز
عشق باید پادر میونی کنه ،...