تیک...تاک...
توی یه کویر...زیر آسمون خدا جون،نشستم و
به آسمون و ستاره هاش نگاه میکنم...
گاهی وقتا حتی یه نم بارون هم آدمو امیدوار می کنه
به اینکه هنوز اون بالا بالا ها یکی هست که صدامونو میشنوه..به یادمونه...
اما کویر معمولا خشکه...
میگذره و میگذره
این روزا رو میگم...
ولی تا کِی؟
تا کِی زیر...