م:مثل ما كي زديم تو برجك هم.....؟
ن:مثل نه بابا...اون خيلي با حاله ميدونه كه داريم شوخي ميكنيم....
ش:مثل شما از كجا ميدوني اون خالمه..؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
:مثل نه بابا.....شيدا؟؟!!!!!
ب:مثل باهاش در مورد من حرف ميزني...؟
م:مثل مگه منو دوست داره...؟
ش:مثل شايد اينجا بياد خوشش نياد از اين حرفا براش درآورديم....
سلاااااااااااام نگار خانوم.......
بله ديگه الحمدلله تموم شد......
الان در پوست خودم نميگنجم....(خنده)
راستي خيلي..ممنون ......
ميلاد حضرت علي را هم به شما تبريك ميگويم....
انشالله بتونيم جزء شيعيان راستين آن حضرت قرار بگيريم.....
منم بعد برات تعريف ميكنم...
و اما....گودزيلاي امتحان.....
دعا كن بتونم از پسش بربيام.....دعا كن بتونم بكشمش....
ميكشمش....سرش را برات ميارم....:w11::w11::w11:
شیدا جان...
الان باید برم....
برم ناهارم را بخورم...نمازم را هم بخونم...
انشالله برم سر جلسه.....
خیلی می خوامت.....
بعدا مبیبینمت...
مواظب خودت باش....
باشه..؟
اونم دقیقا همین نظر را داره......
اون شدیدتر....اون حتی حوصله نگاه کردن به منم نداره تو خونه...:cry::cry:
خیلی دوست دارم از حال و هوای خونتون بدونم...
خونه ما که همش سوت و کوره.....
ایرادی نداری که...
به آقای راننده میگم سر اوتوبوس را کج کنه......از یزد میریم مشهد....:w11: