امروز تو دانشگاه دوتا خواستگار برام پیدا شد
نمیخواستن یعنی یعنی بحرفن که شازده چیکارن اما اینقدر سوال پیچشون کردم که نگو وقتی اومدم به مامانم گفتم خودم خودم به حرفام به سوالام خندم گرفته عجبا چقدر سوال پیچشون کردم که آخرش یه چیزیو نفهمیدم امروز تو دانشگاه کمی شیطون بودم:D