نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    موجم ولی خاموش و خسته با دست خود در هم شکسته اری من آن کوه غرورم درمانده و از پا نشسته
  2. محـسن ز

    ترانه ها و تصنیف ها...

    منم آن موج بي ارام سركش كه سرگردان به دريايي فريبم مرا ديگر رفيق و همدمي نيست به شهر نا بسامان غريبم باغرور و باشتاب بر سینه نرم آب دیوانه مي خزیدم درغایت خودخواهی-درانبوه سیاهي جزخود نمیشنیدم خروشان و بسته چشم باکوله باری از خشم میرفتم از خشم خود دنیا ویرانه سازم -دردفتر زندگی از خود...
  3. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    سلام ستايش اره واقعا خيلي كمبودش احساس ميشه براش دعا كنيد كه زودتر با اين غم سنگين بتونه كنار بياد دوباره برگرده دشمنت شرمنده درخواست شما اعمال شد چيزي نمونده تا شرايط رو كسب كنه ولي نظر من رو ميخواهيد هر جستاري كه مهم شده است از رونق افتاده خودت هم مدير هستي شايد با اين موضوع بر خورد كردي
  4. محـسن ز

    سلام ممنون خانوم مدير شما هميشه به من لطف داريد اميدوارم هميشه شاد و سرحال و كم شيطون باشي

    سلام ممنون خانوم مدير شما هميشه به من لطف داريد اميدوارم هميشه شاد و سرحال و كم شيطون باشي
  5. محـسن ز

    نوشته های ماندگار

    دختران سيه چشم رقيبان خدايند داوود ميرباقري سريال امام علي
  6. محـسن ز

    رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند مستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنند در عشق گشتم...

    رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند مستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنند در عشق گشتم فاش‌تر وز همگنان قلاش‌تر وز دلبران خوش‌باش‌تر مستان سلامت می‌کنند غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر خورشید ربانی نگر مستان سلامت می‌کنند افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی بی‌پا چو من پوید کسی مستان...
  7. محـسن ز

    سلام ممنون نغمه جان ميلاد آقا امام زمان بر شما هم مبارك باد

    سلام ممنون نغمه جان ميلاد آقا امام زمان بر شما هم مبارك باد
  8. محـسن ز

    سلام خاله خوبي براي خودم اتفاقي نيفتاده متاسفانه باباي سايه فوت كرده به همين خاطر

    سلام خاله خوبي براي خودم اتفاقي نيفتاده متاسفانه باباي سايه فوت كرده به همين خاطر
  9. محـسن ز

    این سماور جوش است پس چرا می گفت دیگر این خاموش است باز لبخند بزن قوری قلبت را زودتر بند...

    این سماور جوش است پس چرا می گفت دیگر این خاموش است باز لبخند بزن قوری قلبت را زودتر بند بزن توی آن مهربانی دم کن بعد بگذار که آرام آرام چای تو دم بکشد شعله اش را کم کن درپناه حق
  10. محـسن ز

    چون در گذرم به باده شويد مرا تلقين زشراب ناب گوئيد مرا خواهي كه كه به روز حشر يابيد مرا از خاك...

    چون در گذرم به باده شويد مرا تلقين زشراب ناب گوئيد مرا خواهي كه كه به روز حشر يابيد مرا از خاك در ميكده جوئيد مرا عصر شماهم بخير
  11. محـسن ز

    گر دست دهد زمغز گندم ناني وزمي دو مني زگوسپندي راني وآنگه من تو نشسته در ويراني عيشيست كه نيست...

    گر دست دهد زمغز گندم ناني وزمي دو مني زگوسپندي راني وآنگه من تو نشسته در ويراني عيشيست كه نيست در خور سلطاني
  12. محـسن ز

    فراق یار

    بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم بیار غار خود احوال غار را چه نویسم بروز عید خود آن مایهٔ سرور و سعادت حکایت غم شبهای تار را چه نویسم غم فراق عزیزان فزون ز حد شمار است چگونه عرض کنم بیشمار را چه نویسم ز دست رفت مرا کار و بار تا تو برفتی بجان کار غم کار و بار را چه نویسم کنار کردی و شد...
  13. محـسن ز

    بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم بیار غار خود احوال غار را چه نویسم بروز عید خود آن مایهٔ سرور...

    بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم بیار غار خود احوال غار را چه نویسم بروز عید خود آن مایهٔ سرور و سعادت حکایت غم شبهای تار را چه نویسم غم فراق عزیزان فزون ز حد شمار است چگونه عرض کنم بیشمار را چه نویسم ز دست رفت مرا کار و بار تا تو برفتی بجان کار غم کار و بار را چه نویسم
  14. محـسن ز

    زمزمه های عاشقانه

    خوشا فال آن کو دوچارش شوی خوشا ‌حال آنکو نگارش شوی خوش آن بیدلیرا که پرسش کنی خوش آن بی کسیرا که یارش شوی خوش آشفته‌ایرا که آئی برش قرار دل بی‌قرارش شوی شفا یابد آن دردمندی که تو نیس دل سوگوارش شوی خوشا روز آن عاشق زار، تو شبی آئی و در کنارش شوی چه بیخود شود از لب و...
  15. محـسن ز

    نه متاسفانه خودم خبري ندارم ولي يكي از دوستان بهش پيام داده از نظر روحي خوب نيست البته اونم حق...

    نه متاسفانه خودم خبري ندارم ولي يكي از دوستان بهش پيام داده از نظر روحي خوب نيست البته اونم حق داره مصيبت بزرگي براش رسيده ايشالا كه خدابهش صبر بده
  16. محـسن ز

    ممنونم اين اعياد خجسته هم برشما مبارك باد

    ممنونم اين اعياد خجسته هم برشما مبارك باد
  17. محـسن ز

    ممنون از گلهاي زيباتون شرمنده كردي

    ممنون از گلهاي زيباتون شرمنده كردي
  18. محـسن ز

    سلام دوست عزيز متاسفانه براساس قوانين هيچكس براي نوشته هاي خود نميتواند جستار اختصاصي داشته باشد...

    سلام دوست عزيز متاسفانه براساس قوانين هيچكس براي نوشته هاي خود نميتواند جستار اختصاصي داشته باشد شما ميتوانيد نوشته هاي خود را در : دست‌نوشته‌ها ارسال كنيد موفق و پيروز باشد
  19. محـسن ز

    سلام ابجي گلم خوشحال شدم كه ديدمت ممنون از گلهاي قشنگت

    سلام ابجي گلم خوشحال شدم كه ديدمت ممنون از گلهاي قشنگت
  20. محـسن ز

    تسلیت به سایه عزیز برای از دست دادن پدرشون

    پدر،آن تيشه كه برخاك تو زد دست اجل تيشه اي بود كه شد باعث ويرانـي من از نـدانستن مـن، دزد قضـا آگه بود چو تو را برد، بخنديد به نادانـي من آنكه در زير زمين، داد سر و سامانـت كاش ميخورد غم بي سر و ساماني من به سر خاك تو رفتم، خط پاكش خواندم آه از اين خط كه نوشتند به پيشاني من رفتي و روز مرا تيره...
بالا