دلم برای سکون و سکوت ،
دلم برای بودن های بی دلیل ،
ماندن های بی حساب ،
رفتن های ناگزیر تنگ میشود ...
دلم گاهی برای خودم ، گاهی برای تو تنگ میشود ...
دلم برای آن مرغک آزاد شده از قفس هم تنگ میشود ،
اما ؛
امــشب دلــم فــقط بــرای تــو تــنگ مــیشود...
الکی تب می کردم راس راسکی می مردی
با یه چشمک دلو تا آسمونا می بردی الکی دل
می کندم که بگی وایسا برگرد
نمی دونستم از دستم داری میشی دلسرد
الکی بغض می کردم راستکی گریه کردی
انقده بد بودم آخرشم ول کردی
رفتی من پشیمونم برگرد حق
با هیشکی جز تو نیست
هرچی بگی تو همونه دل به عشقت آروم نیست