نتایح جستجو

  1. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  2. ملیسا

    سلام عزیزم ، خوبی خانومی ؟ برنامه امروزت چی هست ؟

    سلام عزیزم ، خوبی خانومی ؟ برنامه امروزت چی هست ؟
  3. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    من- تو رو دیدم که حتی با لباس ساده تو خونه چقدر قشنگی، چایی جست گلوم! مادر فرگل با شنیدن حرف من با لبخند رضایت آمیزی مارو نگاه کرد. فرگل- ای ناقلا! خوب بلدی صبح اول وقت چطوری خودت رو تو دل مادر زن جا کنی! ولی فرهاد خان من امروز هزار تا کار دارم. عکس باشه یه وقت دیگه. دیر نمی شه. چند روز دیگه هم...
  4. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    فرگل مدتی منو نگاه کرد و بعد گفت: فرهاد باید قول بدی که منو تنها نذاری باید قول بدی از اینکه صادقانه احساساتم رو برات گفتم ازش سو استفاده نکنی و باید به من قول بدی که همیشه دوستم داشته باشی. من- نه تنها سو استفاده نمی کنم بلکه برعکس با ای چیزها که برام تعریف کردی وقتی فهمیدم واقعا دوستم داری یه...
  5. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    الو فرهاد من- سلام فرگل- کجا بودی؟چرا موبایلت جواب نمی داد من- خاموشش کرده بودم فرگل- رفته بودیم پیش پریچهر خانم؟ من- آره با هومن رفتیم فرگل- حالش چطور بود؟ من- خراب فرگل- چرا؟ مریض شده؟ من- نه داشت آخر داستان زندگیشو برامون تعریف می کرد فرگل- تو چت شده؟چرا صدات اینطوریه؟ من- باور نمی کنی ولی...
  6. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    چند روزی گذشت یه روز تو حیاط بیمارستان زیر یک درخت نشسته بودم که دکتر از دور منو دید و به طرفم اومد. وقتی رسید مدتی منو نگاه کرد و در حالی که سرش رو با حسرت تکون می داد گفت اون قالیچه کار تو بوده؟افسوس! واسه خودت کمال الملکی بودی! این گفت و داشت می رفت که بی اختیار گفتم کمال الملک هم اسیر بود...
  7. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    از پنج سالگی خودم باهاش درس و مشق کار کردم که مدرسه می ره آماده باشه. هر چی می گفتم تا از دهنم در می اومد یاد می گفت. یه زبون داشت مثل قند شیرین. جونم بود و اون. مامان، مامانی می گفت! نقاشی می کشید مثل ماه! با اون سن کمش بقدری چیز می فهمید! دنیارو اگر از من می گرفتی برام مهم نبود فقط سعید رو...
  8. ملیسا

    [IMG][IMG]

    [IMG][IMG]
  9. ملیسا

    فريدون مشيري

    فريدون مشيری (۱۳۷۹ - ۱۳۰۵) فريدون مشيری در سی‌ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدری‌اش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست...
  10. ملیسا

    خدانکنه عزیزم ، من هم دارم میرم به کارهام برسم . شبت بخیر عزیزم . بوووووووووووووووووووووووووووووس .

    خدانکنه عزیزم ، من هم دارم میرم به کارهام برسم . شبت بخیر عزیزم . بوووووووووووووووووووووووووووووس .
  11. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  12. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  13. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  14. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  15. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  16. ملیسا

    مامان درخواستش رو دادم .

    مامان درخواستش رو دادم .
  17. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  18. ملیسا

    http://www.www.iran-eng.ir/showthread.php?p=2489459#post2489459

    http://www.www.iran-eng.ir/showthread.php?p=2489459#post2489459
  19. ملیسا

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    زندگینامه و آثار فریدون مشیری سه دفتر ( ابر و کوچه - گناه دریا - بهار را باور کن ) ممنون میشم اگر موافقت کنید . در قسمت مشاهیر ایرانی
  20. ملیسا

    باشه عزیزم ، حتما .

    باشه عزیزم ، حتما .
بالا