نتایح جستجو

  1. N

    ده قانون زندگی

    ده قانون زندگی
  2. N

    يك سال بعد، شركت دوباره با مشكلات توليد توأم با كاهش فروش مواجه شد. با تجربه خوشايندي كه از پاكت...

    يك سال بعد، شركت دوباره با مشكلات توليد توأم با كاهش فروش مواجه شد. با تجربه خوشايندي كه از پاكت اول داشت، آقاي اسميت بي درنگ سراغ پاكت دوم رفت. پيغام اين بود:تغيير ساختار بده. اسميت به سرعت طرحي براي تغيير ساختار اجرا كرد و باعث شد كه مشكلات فروكش كند.بعد از چند ماه شركت دوباره با مشكلات روبرو...
  3. N

    مدیریت بحران: آقاي اسميت به تازگي مدير عامل يك شركت بزرگ شده بود. مدير عامل قبلي يك جلسه خصوصي...

    مدیریت بحران: آقاي اسميت به تازگي مدير عامل يك شركت بزرگ شده بود. مدير عامل قبلي يك جلسه خصوصي با او ترتيب داد و در آن جلسه سه پاكت نامه دربسته كه شماره هاي 1 و 2 و 3 روي آنها نوشته شده بود به او داد و گفت: هر وقت با مشكلي مواجه شدي كه نمي توانستي آن را حل كني، يكي از اين پاكت ها را به ترتيب...
  4. N

    اگر با من امری ندارید بنده مرخص شم

    اگر با من امری ندارید بنده مرخص شم
  5. N

    اینکه به رفتارتون فکر کنید و بهشون سامان بدید قابل تحسینه اما با خدا دوتایی هم میشه:)

    اینکه به رفتارتون فکر کنید و بهشون سامان بدید قابل تحسینه اما با خدا دوتایی هم میشه:)
  6. N

    خوبه که نخواید از خدا به بنده هاش بدی بگید و این بده که از خدا بهش گله کنید... من غیبت در مورد...

    خوبه که نخواید از خدا به بنده هاش بدی بگید و این بده که از خدا بهش گله کنید... من غیبت در مورد دیگران رو رد میکنم چون در مورد خودم نمیپسندم در عدم حضورم از من صحبت شه این خیلی بده که با خودتون دوست نیستید من خیلی با خودم و خدا صحبت میکنم هرجا که مشغول کاری نباشم یعنی شخص دومی کنارم نباشه و با...
  7. N

    "خوب خدا همیشه خوبه..هر حرفی از بندش بشنوه خوشحالش میکنه.... اصلا دوس داره بندش فقط از اون...

    "خوب خدا همیشه خوبه..هر حرفی از بندش بشنوه خوشحالش میکنه.... اصلا دوس داره بندش فقط از اون گلایه کنه...فقط از اون بد بگه...." موافق نیستم :cool: نه گلایه من گلایه نمیکنم نه اصلا خیلی سعی کردم کمرنگ و کمرنگ ترش کنم... شما باید با خودتون بیشتر صحبت کنید / با خودتون و خدا... با خودتون حرف...
  8. N

    پس مشکل کجاست؟ :que: تهدیدا رو میگید؟:D ما معشوقه خداییم و اون عاشق همیشه در حق عاشق اجحاف...

    پس مشکل کجاست؟ :que: تهدیدا رو میگید؟:D ما معشوقه خداییم و اون عاشق همیشه در حق عاشق اجحاف میشه اما من سعی کردم هم معشوقه ش باشم و هم عاشق تا بهش اسیب نزنم... اما اون از این تهدیدم لذت میبره و مطمئنم دوست داره همیشه ازم بشنوه...
  9. N

    بله سخته اما با همه وجود از خداوند بخواید من با همه وجود از خداوند خواستم برای من هم خیلی سخته...

    بله سخته اما با همه وجود از خداوند بخواید من با همه وجود از خداوند خواستم برای من هم خیلی سخته من هم خیلی وقتها درگیر ماجرای خلاف خواسته خدا شدم اما کمکم کرد و اشک شوق رو به من هدیه داد مطمئنا تجربه کردید زمانی که با اشک شوق از خدا تشکر میکنید و دوست ندارید اشکهاتون تموم شه... البته من خدای...
  10. N

    بذارید اینجوری بگیم شما میتونید خوب و بد رو از هم تشخیص بدید اما مشکل اینجاست باوجود علم به بدی...

    بذارید اینجوری بگیم شما میتونید خوب و بد رو از هم تشخیص بدید اما مشکل اینجاست باوجود علم به بدی به اون راغبید/یعنی کنترلتون از دست خودتون خارجه؟ پس برای شما یا دیگران چه چیزهایی مفیده؟
  11. N

    ببینید موضوع اصلی اینجاست که شما نمیخواید... یه سوال از چه انجام چه کاری گریز و چه کاری لذت میبرید؟

    ببینید موضوع اصلی اینجاست که شما نمیخواید... یه سوال از چه انجام چه کاری گریز و چه کاری لذت میبرید؟
  12. N

    بله/جالبه... چرا اینکارو میکنید؟

    بله/جالبه... چرا اینکارو میکنید؟
  13. N

    سلام و عرض ادب داستان دوچرخه سواری با خدا بابت عدم توانایی من برای پاسخ به سوالاتتون...

    سلام و عرض ادب داستان دوچرخه سواری با خدا بابت عدم توانایی من برای پاسخ به سوالاتتون...
  14. N

    انسان موجود عجيبی است ! اگر به او بگـوييد در آسمـان، يـكصد ميـليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود...

    انسان موجود عجيبی است ! اگر به او بگـوييد در آسمـان، يـكصد ميـليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پـذيرد، اما اگر در پاركی بـبيند روی نيـمكـتي نوشته اند رنگی نشـويد بي درنگ انگشت خود را روی نیمکت می کـشد تا مـطمئـن شـود ! نیچه
  15. N

    من دارم ازدیدن مناظر و برخورد نسیم خنک به صورتم در کنار همراه دائمی خود « خدا » لذت میبرم و من...

    من دارم ازدیدن مناظر و برخورد نسیم خنک به صورتم در کنار همراه دائمی خود « خدا » لذت میبرم و من هر وقتی نمیتوانم از موانع بگذرم او فقط لبخند میزند و میگوید : پا بزن
  16. N

    من نگران و مضطرب بودم پرسیدم « مرا به کجا می بری ؟ » او فقط خندید و جواب نداد و من کم کم به او...

    من نگران و مضطرب بودم پرسیدم « مرا به کجا می بری ؟ » او فقط خندید و جواب نداد و من کم کم به او اطمینان کردم ! وقتی میگفتم : « میترسم » ، او به عقب بر میگشت و دستم را میگرفت و میفشرد و من آرام میشدم ... او مرا نزد مردم میبرد و آنها نیاز مرا به صورت هدیه میدادند و این سفر ما ، یعنی من و خدا ادامه...
  17. N

    دوچرخه سواری با خدا من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال...

    دوچرخه سواری با خدا من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ، شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...! وقتی قدرت فهم من بیشتر شد ، به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه...
  18. N

    باشه مهربونم:) خدا بهمراهت...

    باشه مهربونم:) خدا بهمراهت...
  19. N

    سلام مهربونم امیدوارم بتونی دنیای رو قشنگ تر از این ببینی ... منم خیلی دلخورم اما ... مرگ بر...

    سلام مهربونم امیدوارم بتونی دنیای رو قشنگ تر از این ببینی ... منم خیلی دلخورم اما ... مرگ بر نا امیدی و سیاهی نازنین بیقرار خدای مهربونی ها...
  20. N

    خلوتی با خدا

بالا